شهدا زنده اند...

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی گلزار شهدای تهران به نقل از سرلوحه،سحر یکی از روزهای ماه مبارک رمضان، مدام به این فکرمی‌کردم که آیا شهدا به ما نگاه می‌کنند؟ اصلاً این که می‌گوید شهدا زنده‌اند یعنی چی؟

علت مشغله ی فکرم این بود که نگران مصطفی بودم. مصطفی درس می‌خواند و چشم‌هایش به شدّت ضعیف بودند. با خودم می‌گفتم با این وضع اگر نتواند درسش را خوب بخواند، مردم می‌گویند این هم از پسر شهید... درس نخواند و...

ادامه نوشته

توبه کردم و گناه نمی کنم ...

توبه ،اولین منزل از سلوک به سوی ذات باری تعالی است.آنگاه که حصار گناهان یکی پس از دیگری شکسته شوند و جان را به مدد توبه طهارتی دیگر بار بخشیده شود،امید ان رود که مراتب رسیدن به جوار قرب الهی فراهم گردد وپر ده های غفلت وبی خبری کنار روند و آنچه خداوند وعده داده است ،بی گمان محقق گردد...

ترک گناه ،چون نهری خروشان انسان را از هر آنچه ناپاکی و ناخالصی است می زداید و درهای رحمت واسعه الهی را یکی پس از دیگری  بر روی بنده نادم وپشیمان می گشاید و او را به مقامی می رساند که روزی خواری در جوار حضرت حق،نصیب روح تطهیر یافته اش گردد...

شهید جواد عنایتی،اهل کاشان ،که در بهار سال 63 ،خطی بطلان بروی خطاهایش کشید در زمستان سال 65 ،پس از مجروحیت سخت شیمیایی روزگارش بهاری شد و خداوند خریدار جان توبه کارش گردید...

ادامه نوشته

لبخندی به لطافت گلهای زیبای بهاری...

پرده ها کنار رفته اندو حجاب مادی ،از روی دیدگانش رخت بر بسته اند.بر اثر آنچه که او در ورای هستی دیده،لبخندی به زیبایی گلهای شکفته شده بهاری بر لبانش نقش بسته است.شیرینی جان دادن چنین بندگانی ،ارمغان تحقق وعده های صادق خداوند است برایمان...

گویی خداوند زیباترین صحنه خلقتش را به هنگام اتصال به معبود برایش به نمایش گذاشته است که چنین شاد است وخندان.گویند جان دادن مومن به هنگام مرگ،چون بوییدن گلی خوشبو خواستنی است ونشاط انگیز.او که همه هستی اش را در راه معبود هدیه داده است وجهاد فی سبیل الله را مقدم بر خواهشهای نفسانی خویش داشته است،تبلور ایمان وعزم واراده ای است که تصویر جان دادنش گویای حقیقتی هزاران بار شیرین تر از بوییدن گلی خوشبو ودل انگیز است. نشانه هایی که ما را بر عزممان استوار وبر ادامه مسیری که اینان برآن قدم نهاده اند مصمم تر می دارد...
ادامه نوشته

جهنم اردوگا‌ه‌های عراق

جهنم اردوگا‌ه‌های عراقمنع شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز و پرهیز از هرگونه بی‌احترامی به شخصیت و شرافت نیروهای متخاصم از اصول اساسی کنوانسیون ژنو است. این در حالی است که در جریان جنگ تحمیلی و سال‌های بعد از آن به کرات شاهد نقض ابتدایی‌ترین حقوق آزادگان سرافراز ایران هستیم

ادامه نوشته

ادامه‌ی جنگ پس از فتح خرمشهر؛ راهبردی مناسب یا تاکتیکی اشتباه

    ادامه‌ی جنگ پس از فتح خرمشهر؛ راهبردی مناسب یا تاکتیکی اشتباهپس از آزادسازی خرمشهر، بی‌شک پایان دادن به جنگ بدون تحقق حقوق ایران، مقبول نبود. جمهوری اسلامی می‌بایست یا از راه مذاکره و اقدامات دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ می‌کوشید و یا جنگ را تا تحقق حقوق خود ادامه ‌می‌داد.
پس از برکناری «بنی‌صدر» نیروهای نظامی ایران، با اجرای 4 عملیات مناطق اشغالی را آزاد کردند. در وضعیت جدید، تحول در فرماندهی ارتش و سپاه (سرهنگ علی صیاد شیرازی و محسن رضایی) زمینه‌ساز هم‌گرایی و انسجام نیروهای نظامی ایران شد.

ادامه نوشته

آیا هشت سال دفاع ایران، از منظر حقوق بین‌الملل مشروع بود؟

آیا هشت سال دفاع ایران، از منظر حقوق بین‌الملل مشروع بود؟ دفاع مشروع به وضعیتی اطلاق می‌شود که بر اساس آن، به کشور مورد تجاوز مسلحانه، حق می‌دهد تا به فوریت در مقابل تهاجم مسلحانه‌ی کشور دیگر، با هر وسیله‌ی ممکن، حتی اگر مخالف حقوق بین‌الملل هم باشد، متوسل به زور شده، دشمن تجاوزگر را سرکوب کند.
اصل اباحه‌ی «دفاع مشروع»[1] به ملت‌ها این امکان را می‌دهد تا با استناد به ضوابط «ضرورت و تناسب» و نیز پایبندی به حدود و ثغور آن با استفاده از قوای نظامی به مقاومت دفاعی از تمامیت ارضی خود مبادرت ورزد. در این نگاشته تلاش می‌‌گردد تا ابعاد حقوقی تمسک ایران به اصل دفاع مشروع در خلال جنگ تحمیلی با تأکید بر منصوصات بین‌المللی تحلیل و تبیین گردد.

ادامه نوشته

فرزند روح الله/

پایگاه اطلاع رسانی گلزار شهدای تهران ، فرزند روح الله/یکی از فرماندهان لشگر 25 کربلا نقل می کند که:
در عملیات فتح المبین، به دلیل وسعت زیاد عملیات و پیش روی لحظه به لحظه رزمندگان در عمق موانع نیروهای عراقی، احتمال می رفت که عده ای در دام عراقی ها گیر بیفتند،یکی از این موارد ، نوجوانی بسیجی بود که با صدای آرام اینگونه از پشت بیسیـــم تعریف می کرد:
- عراقی ها دارند به بعضی از بچه ها تیر خلاص می زنند و دارن به من نزدیک میشن!
-حالا چیکار می کنی؟!
- یه نارنجک دارم، حاجی سلام ما را به ...
ادامه نوشته

وقتی شهدا ما را غافلگیر می کنند...

روزی است مثل روزهای دیگر. هشتصد شهید را مردم تشییع کرده و بردوش می برند تا محل معراج شهدای تهران سخنرانی می شود. سینه زنی، مداحی و خداحافظ. من نمی روم. طبق روال همیشگی می مانم تا سوژه شکار کنم. زمزمه ای میان بچه های معراج است. می گویند: سه تا از شهدا گوشتی هستند ... بدن شان سالم است ...
جا می خورم. خیلی جالب است پس از سیزده سال، بدن سالم باشد. می روم سراغ شان. سراغ حاجی بیرقی مسئول معراج شهدا؛ قبول نمی کند که عکس بگیرم. سراغ همه می روم. سید حسینی، رنگین و هر کس که می شناسم. نمی شود. آخرش حاجی بیرقی می گوید:
حالا برو ببینیم چه می شود...

ادامه نوشته

شهدا، کمی خودتان برایمان صحبت کنید .../


پایگاه اطلاع رسانی گلزار شهدا، شهیدخدايا! خداوندا! دوست دارم... چند خطى به يادگار بگذارم، اما هر چه فكر مى‏كنم، نمیدانم چه بنويسم؟ از چه بگويم و براى كه سخن آغاز نمايم؟ براى ملتى كه هر خانواده‏ اش يك شهيد دارد، يا براى رزمندگانى كه جان خود را مشتاقانه در كف نهادند و در آرزوى ديدار حسين بن على(ع)، چون شمع، ذوب میشوند و راه هدايت را به ملت شهيد پرور نشان میدهند.

معشوقا! تو خود شاهد سوختن ما باش كه همچون شمع، ذوب شده، اما میهراسيم نه از براى ذوب شدن، بلكه از اين جهت كه بعد از اين سوختن، چه بر سر ايمان می آورند، چه بر سر قرآن می آورند.

ادامه نوشته

خودشان را اندازه لباس شهادت كرده بودند/

صادق به آقا مرتضی گفت: باب شهادت هم دیگر بسته شد ...

جنگ تمام شده بود ...

آقای آوینی ولی جواب داد :

این‌طور نیست ، شهادت یك لباس تك‌سایز است.

هر وقت و هر زمان اندازه‌ات را به لباس شهادت رساندی،

هر جا كه باشی با شهادت از دنیا می‌روی.

صادق گنجی را چندماه بعد وهابیون در لاهور ترور كردند،

رایزن فرهنگی ایران بود،

یك‌سال بعد هم آقا مرتضی رفت.

 


  خودشان را اندازه لباس شهادت كرده بودند 

گفت‌وگوی با مادر همافر شهید «مجید پیمبری»

به امام گفتم فرزندان دیگرم را هم فدای اسلام و قرآن می‌کنم

خبرگزاری فارس: به امام گفتم فرزندان دیگرم را هم فدای اسلام و قرآن می‌کنممادر شهید مجید پیمبری گفت:‌ بعد از پیروزی انقلاب به قم رفتم تا به دیدن حضرت امام بروم،‌ در این دیدار حضرت امام فرمودند "به شما تسلیت نمی‌گویم بلکه باید تبریک گفت" و من هم به امام عرض کردم "من سه تا فرزند دیگرم را هم فدای اسلام و قرآن می‌کنم".

صغری شاهانی مادر شهید «مجید پیمبری» در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشتند: مجید در سال 35 در محله عباس‌آباد همدان به دنیا آمد. او 2 سالش بود که به تهران آمدیم و در منطقه امامزاده حسن(ع) ساکن شدیم و مجید درس خواندن را در همین محله آغاز کرد تا اینکه سال 1355 دیپلم طبیعی گرفت.

ادامه نوشته

یاران روح‌الله/ شهید «اژدر رجبی‌گرگری»

اول خدا و بعد آقای خمینی سرپرست شما هستند

خبرگزاری فارس: اول خدا و بعد آقای خمینی سرپرست شما هستنداژدر موقع بازگشتش از تبریز به تهران گفت «باید 18 بهمن به تظاهرات ادامه بدهم» من گفتم «اگر بلایی سرت بیاید ما چه می‌شویم» او گفت «اگر پیروز شدیم؛ اول خدا و دوم آقای خمینی سرپرست شما هستند». 

شهید «اژدر رجبی گرگری» تنها پسر خانواده بود که در سال 1331 متولد شد و روزهایی که انقلاب اسلامی پله‌های پیروزی را پشت سر می‌گذاشت، شربت شیرین شهادت بر کامش نشست.

ادامه نوشته

یاران روح‌الله/ شهید «ناصر پیربداغی»

می‌خواست با نثار جانش سهمی در انقلاب داشته باشد

خبرگزاری فارس: می‌خواست با نثار جانش سهمی در انقلاب داشته باشدشهید پیربداغی می‌خواست در تظاهرات شرکت کند، شوهر خواهرش او را از این کار منع می‌کند اما ناصر می‌گوید «می‌خواهم به خیابان بروم و اگر شد سهمی در این انقلاب داشته باشم» ناصر روز 17 شهریور 57 با نثار جانش سهم خود را در پیروزی انقلاب اسلامی ادا کرد. 

شهید «ناصر پیربداغی» در فروردین سال 1339 در خیابان 17 شهریور تهران به دنیا آمد. وی فرزند دوم خانواده بود و در دوران کودکی به بیماری‌های متعددی دچار شد اما توانست با آنها مبارزه کند، به طوری که یک بار خانواده‌‌اش ناامید شده و فکر می‌کردند دیگر از دست ‌کسی کاری ساخته نیست اما او با مرگ مبارزه کرد تا زنده بماند و در انقلاب پرشکوه سهمی داشته باشد. مجتبی پیربداغی برادر این شهید انقلاب به بیان خاطراتی از وی می‌پردازد.

ادامه نوشته