تنبیه نفس/

پرسیدم: چی شد؟ چرا ایستادی؟
پیاده شد و گفت: تو بشین جلو و رانندگی کن.
گفتم: چرا؟
گفت: احساس می کنم دچار غرور شده ام.
تعجب کردم، وسط دشت و تپه های زلیجان، چطور چنین احساسی پیدا کرده بود؟!
وقتی ازش پرسیدم، یعنی چه جوری شد که اینجوری شدی؟!
گفت ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:33 توسط مرصاد
|



خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
ا
زیارت نامه شهدا