شهيد «ناصرالدين باغاني» در سال 1346 در خانواده مذهبي در قم متولد شد؛ در آغاز سال 1365 امام خميني (ره) فرمودند «جبهه رفتن بر هر كاري مقدم است»؛ بنابراين ناصرالدين از گردان حبيب‌بن‌مظاهر، لشكر محمد رسول‌الله (ص) آماده اعزام به جبهه شد؛ وي در آغاز عمليات «كربلاي 5» در خط مقدم منطقه عملياتي شلمچه از ناحيه دو بازوي دست با اصابت تركش مجروح شد و پس از كمي بهبودي به جبهه رفت و در 11 اسفند 1365 به شهادت رسيد و پيكر مطهرش پس از 10 روز در 21 اسفند 65 تشييع و در قطعه 24 بهشت زهرا (س) در جوار مزار شهيد مصطفي چمران به خاك سپرده شد.
اين دانشجوي سال دوم دانشگاه امام صادق (ع) وارد دانشگاه امام صادق (ع) شد، اما از دانشگاه سرخ امام حسين (ع)با نمره 20 و خط سرخ شهادت فارغ‌التحصيل شد. تبليغات گردان حبيب‌بن مظاهر چند روز قبل از شهادت اين شهيد، مصاحبه‌اي با وي داشت كه متن مصاحبه بدين شرح است.

* لطفاً خود را معرفي بفرمائيد و بگوئيد كه مسئوليت شما در اينجا چيست؟
شهيد باغاني: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم؛ اينجانب ناصر‌الدين باغاني، معاون دسته ايمان از گروهان‌هاي گردان حبيب بن‌مظاهر هستم.

* آقاي باغاني چه مدت هست كه در جبهه‌هاي حق عليه باطل به سر مي‌بريد و لطف كنيد بگوئيد كه در چه عملياتي شركت داشته‌ايد؟
شهيد باغاني: چند وقتي هست كه خداوند توفيق داده در جبهه‌هاي حق عليه باطل در خدمت رزمندگان اسلام باشيم و در عمليات‌هاي بدر، كربلاي 1، كربلاي 4، كربلاي 5 شركت داشتيم.

* تحليل شما از جنگ چيست؟
شهيد باغاني: البته تحليل از جنگ را نمي‌شود در اين فرصت كوتاه بيان داشت. ولي آنچه كه خلاصه به نظر مي‌رسد اين است كه اين جنگ را ابرقدرت‌ها براي از بين بردن انقلاب اسلامي به ملت مسلمان ايران تحميل كردند و تا آنجا كه توانستند از همه طرف كمك‌هايشان را روي اين جنگ گذاشتند. حالا كه وضع عوض شده و ورق برگشته و وضع جنگ به نفع ما شده در اين موقعيت دم از صلح مي‌زنند و دم از بازگشتن به مرزهاي بين‌المللي و دم از تشكيل يك ارتش بين‌المللي مي‌زنند كه حائل بشود بين ما و نيروهاي مزدور عراقي و از اين جور چيزها دم مي‌زنند. در حالي كه ما بايد به فرمان امام عزيزمان چون صدام نفس‌هاي آخرش را مي‌كشد جلو برويم و تا آنجايي كه خوني در بدن‌مان هست و جاني در بدن‌مان هست نثار اسلام و انقلاب بكنيم.

* آقاي باغاني چه عاملي باعث مي‌شود كه عده‌اي با جنگ مخالف مي‌شوند؟
شهيد باغاني: البته آن عده‌اي كه با جنگ مخالف هستند، همشان در يك مجموعه قرار نمي‌گيرند. يك عده هستند كه وقتي فشارهايي به ايشان وارد مي‌شود، طاقتش را ندارند و از امتحان خدا به اصطلاح مردود بيرون مي‌آيند. اينها كساني هستند كه جنگ بهشان فشار آورده ولي تحملش را نداشته‌اند و فرياد مخالفت با جنگ را برداشتند و مي‌گويند كه اين جنگ هرچه زودتر تمام بشود. در حالي كه عواقب تمام شدن جنگ را بدون قيد و شرط در نظر نمي‌گيرند كه اين عواقب چه خواهد بود و حتي ناموس خود آنها به خطر خواهد افتاد كه اين عده البته با ارشاد به راه صحيح خواهند آمد و با پند و اندرز‌هايي كه مسئولين به آنها بدهند و راه‌هايي كه نشان‌شان بدهند، اينها به راه مي‌آيند. اما يك عده هستند كه عوامل استكبار جهاني در منطقه هستند و از جمله در داخل خود ايران هستند كه اينها با جنگ مخالف هستند؛ چون مي‌بينند كه اين جنگ منافع ابرقدرت‌ها را به خطر انداخته و پيروزي ايران در جنگ يعني پيروزي اسلام در كل عالم. و اينها نمي‌خواهند كه اسلام پيروز شود به همين خاطر با جنگ مخالفت مي‌كنند.

* نظر شما رابطه «شهيد» و «شهادت» به چه نحوي است؟
شهيد باغاني: شهيد و شهادت دو واژه هستند كه نه بنده، شايد هيچ كس ديگر هم نتواند نظر درستي روي اين واژه بدهد. از واژه‌هاي سختي سؤال كرديد. شما توجه فرموديد كه امام عزيز در پيامي كه به مناسبت دهه فجر به مردم دادند در بهشت زهرا (س) در مورد شهداء گفتند فقط مي‌توانم بگويم كه «آتاكم‌الله مالم يوت احدا من العالمين» خدا به شما چيزي داده كه به هيچ كس نداده. خداوند به شهيد يك نعمتي داده كه به هيچ كس نداده و درك نمي‌كند انسان واژه شهيد را مگر آن موقع كه به شهادت برسد. شهادت آن مرگ آگاهانه‌اي است كه شهيد انتخاب مي‌كند؛ كمال يك انسان شهادت هست و ائمه ما هم همه شهيد شدند و ما از آنها درس گرفتيم كه بايد شهيد بشويم و وظيفه ما شهادت هست و انشاءالله كه خدا ما را جزء شهداء قرار بدهد.

* اگر احساس كنيد شهيد شده‌ايد. چه پيام خاصي براي خانواده خود داريد؟
شهيد باغاني: والله من خودم را لايق نمي‌دانم كه شهيد بشوم. مگر اينكه خداوند از لطف و كرمش عنايت كند. اما اگر بخواهيم شهيد بشويم پيامي كه به خانواده خود دارم اين است كه صبر را پيشه كنند كه «ان‌الله مع‌الصابرين»؛ در تمام مصائب صبر پيشه كنند و بدانند كه خون ما از خون علي‌اكبر امام حسين (ع) رنگين‌تر نيست. علي‌اكبر امام حسين (ع) خود را فداي اسلام كرد. امام حسين (ع) خود را فداي اسلام كرد. جوانان بني‌هاشمي رفتند در راه اسلام در روز عاشورا و ما هم خون‌مان رنگين‌تر نيست و اين يك مصيبتي نيست براي انسان كه بخواهند ناراحت بشود اصلاً به خاطر آن بلكه شهادت يك نعمتي است كه خداوند عطا مي‌كند و به همه شخصي هم عطا نمي‌كند و مي‌گويم من هم لايقش نيستم كه اين نعمت نصيبم بشود؛ مگر اينكه خدا باز عنايتي بكند و ديگر پيامم اين است كه پيرو ولايت فقيه باشند و مواظب باشند كه هميشه در صراط مستقيم حق گام بردارند و به راه‌هاي چپ و راست منحرف نشوند كه منحرفين هميشه در كمين نشسته‌اند كه بقيه اشخاص را هم از راه اسلام منحرف كنند.

* اگر حضرت امام (ره) هم اينك سخنان شما را بشنوند چه كلام مستقيمي با حضرت امام داريد؟
شهيد باغاني: به حضرت امام خواهم گفت اي امام عزيز، تو در ميان ظلمت‌ها، نوري برانگيختي، نوري برافروختي كه اين نور باعث شد دل‌هاي ما جوانان روشن بشود و نه دل‌هاي ما بلكه دل‌هاي خيلي از مردم، خيلي از پيرمردها هم دل‌هاشان روشن شده باعث شد كه بيايند به جبهه‌ها و باعث شد كه بيايند توي خط مستقيم.
اين نوري كه تو برانگيختي باعث شد ما بيائيم در اين خط مستقيم و صراط هدايت، و ما تا آخرين قطره خونمان، اي امام وفادار هستيم به تو، و به آرمان اسلام وفادار خواهيم ماند و جانفشاني خواهيم كرد در راه اسلام.

* آقاي باغاني شما پيامتان براي امت حزب‌الله كه در پشت جبهه‌ها هستند چيست، لطفا بفرمائيد؟
شهيد باغاني: پيام بنده به امت حزب‌الله اين هست كه اين سختي‌ها و مشكلاتي كه برايشان پيش مي‌آيد مشكلاتي نيست كه براي نخستين بار براي قومي پيش آمده باشد. تمام اقوام پيشين هم به همين مشكلات امتحان شده‌اند و خداوند در قرآن مي‌فرمايد اقوام پيشين هم به همين سختي‌ها امتحان شدند و تا جايي كه حتي آن پيامبر‌شان و آنهايي كه به او ايمان آورده بودند اينها لرزيدند به خودشان و گفتند كه نصر خدا كي فرا مي‌رسد. بدانيد كه نصر خدا نزديك است. پس بدانند امت حزب‌الله كه اين مشكلات مقدمه پيروزي هست و مقدمه نصر نهايي خداوند است.

* با تشكر از شما كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد و در اين مصاحبه شركت كرديد، اگر خود شما در پايان، صحبت و يا سخني داريد آماده شنيدن هستيم.

شهيد باغاني: صحبت خاصي ندارم. از شما هم متشكرم كه سؤالات جالبي را مطرح كرديد. انشاءالله كه جواب‌هاي جالبي هم گرفته باشيد.