به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهادت داود عبدالهی

گروه فرهنگی رجانیوز ـ جهادگر شهيد داوود عبدالهي در سال 1344 در خانواده‌اي مذهبي در تهران متولد شد، تحصيلات ابتدائي خويش را در سنندج گذراند، در همان ايام به مطالعه كتابهاي مذهبي ميپرداخت.

وي از سن شش سالگي به نماز، روزه، و قرآن علاقه فراواني داشت، بطوريكه چندين بار در مسابقه قرائت قرآن اول شد به همراه دوستان خود در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي كوشش فراوان ميكرد، بعد از انقلاب همراه خانواده‌اش به اراك منتقل شد و درجهادسازندگي اراك مشغول فعاليت كرديد ايشان علاوه بر فعاليت در جهادسازندگي در مسجد ابوالفضل اراك كتابخانه‌اي براي خردسالان و نوجوانان شهر داير كرد كه علاوه بر اينها روزها را در اشتغال  تحصيل در دبيرستان مي‌گذارند و شب‌ها به پاسداري انقلاب اسلحه بدست مي گرفت.

دوره آموزشي نظامي خود را در بسيج اراك گذراند، با شروع جنگ تحميلي چهار مرتبه داوطلبانه به جبهه رفت،  سپس به همراه خانواده از اراك به تهران منتقل شد، بلافاصله در تهران نيز با واحد مجله دفتر مركزي جهادسازندگي شروع به فعاليت كرد در تهران نيز علاوه بر تحصيل و خدمت در جهادسازندگي شبها درمسجد انصارالحسين(ع) به فعاليت و تدريس قرآن به كوكان مي‌پرداخت.

تصویر پدر شهیدان عبدالهی در کنار مقام معظم رهبری

شهيد عبدالهي از تلاش و كوشش در راه انقلاب و ارزش‌هاي آن غافل نميشد و عاشقانه در تثبيت «خط امام» فداكاري ميكرد، آخر بار در سال 62 و مصاف با استكبار جهاني به جبهه‌هاي خونين نبرد اعزام شد و بعد از 6 ماه ستيز با كفار بعثي در تاريخ 12/8/62 به دره شهادت نائل گرديد. ضمناً شهيد عبدالهي دومين شهدي از اين خانواده شهيدپرور می باشند که در راه آرمانهای مقدس انقلاب جان خود را هدیه کرده اند .

متن ذیل مقاله ای از شهید داود عبدالهی می باشد که راجع به حوادث اوایل پیروزی انقلاب به رشته تحریر در آورده است.

آقاي بگين خشمناك شده!!!

چند روز پيش توي تلويزيون شايد مطلبي را كه بگين در نطق تاريخي!! و پرشور!! خودش در جمع مفت خورها و كله گنده‌هاي دنيا ايراد كرده بود شنيده باشيد.

اين هم پيمان سادات و نوكر شيطان و همكار نزديك صدام در طي اين نطق پرشور!! و خيلي انقلابي!!

فرمودند: كه «ما به قواي ايراني مستقر در سوريه اجازه جنگ با اسرائيل و كمك به فلسطينيها را نمي‌دهيم «و حتماً» با چهار هيپ هيپ و هورا و كف و عكس و فيلم و مقاله‌هاي روزنامه‌هاي پر تيراژ تبليغاتي اين حرف را زده است حتي اين صحبت ايشان بعضي از وطني‌هاي پای ايرانيست را هم شاد كرد!!

همان وطني‌‌هاي آمريكائي: كساني را كه خود شونرا فرزند وطن مي‌دانند و بالاخره مي‌شه گفت آدمهاي سوپر دولوكس ملي گرا!! خوب تعجبي هم نداره. بايد هم آدمهاي مثل اين لاشخورهاي بين‌المللي كه حتي خود آمريكاي جنايتكار كه ادعاي پشتيباني از اينها را مي‌كنه از دستشون خسته شده و بلايي كه سر رهبر كبيرشان (شاه معدوم) آورد مي‌آره!!!

ديگه افرادي مثل آقاي ريگان، برژنف، (البته از سمت) از آقاي بگين حمايت مي‌كنند ولي زهي خيال باطل! آهاي آقايون ملي گراهاي شاه دوست (ببخشيد شاه پرست) مگر شما انقلاب كرديد كه اينقدر داريد براي اين انقلاب دل مي‌سوزونيد؟ مگر شما حتي يك قدم براي پيروزي اين انقلاب برداشته‌ايد؟ توي كدوم تظاهرات شركت كرديد؟ توي كدوم راهپيمايي بوديد؟ آهاي با شمام، شمايي كه داغ جنگ مسلحانه رو به سينه مي‌زديد و در روزنامه‌ها (عذر مي‌خوام شب نامه‌هاتون) طرفداري از جنگ مسلحانه رو مي‌كرديد.

آيا يك قدم در به كرسي نشاندن حرف خودتان عمل كرديد! آيا مرد بوديد كه يك اسلحه دست بگيريد و با رژيم شاه بجنگيد؟ همان 22 بهمن يك گلوله از طرف سربازان گاردي شليك شد.

اگر همه شليك شد بعد از 22 بهمن بطرف پاسداران بود و اگر فلان دختر چپي بعد از 22 بهمن روي تانك يك عكس انداخت و دستاشو به علامت پيروزي بطرف دوربين گرفت و با ژست مخصوصش اسلحه‌ رو با دست ديگرش گرفت و خبرنگار روزنامه كيهان هم (كه البته آن موقع هنوز ناخالصي داشت) از اين خانم عكس انداخت و تيراژ خودش را بالا برد!!

اينها همه فيگور سياسي است!! ببينيد كه امام با چه قاطعيتي شما را محكوم كرد. آنهم نه وقت پيروزي بلكه اول مبارزه روحانيت همراه مردم اصلاً از اولش شما رو كافر و مرتد و منافق مي‌دانست اصلاً شما چه مي‌گيد؟ حرف حسابتون چيه؟ با شمام، شمايي كه بقول شهيد رجب بيگي كه به خاطر ارشاد بچه‌هاي معصوم كه بهمراه شما افتاده بودند شهيدش كرديد آنهم نامردانه و از پشت سر كه اين عادت منافقان و اصلاً تز اصلي كار آنها است.

با شمام شمايي كه يك زمان پيكار مي‌كرديد يك وقتي اون زمان كه شما حرف مي‌زديد ما نه ملت نه اصلاً امت اسلام داشتند توي خيابانها شهيد مي‌شدند و جلوي گلوله و تانك و توپ مي‌رفتند و اگر يك دستشون شهيد مي‌شد دسته ديگر جايش را مي‌گرفت و آنقدر به اين كار ادامه دادند كه سربازائي كه بي‌رحمانه اين مردم را شهيد مي‌كردند به فكر فرو رفتند و بالاخره از اين عمل ضد انسانيشون دست كشيدن و متنفر شدند!

آيا يك دانه از شما خلقي‌ها بود؟ فقط هميشه در تظاهرات آرم سازمانتان را يا مي‌داديد دست بچه محصلهاي احساساتي يا وقت تيراندازي فرار مي‌كردي تو سوراخ سمبه‌هاي از قبل آماده شده قايم مي‌شديد و در راه رضاي خدا شايد نبوده! شما! آره همين شما چي مي‌گيد آيا شما كه از اولش راهنمايي مهدب نفس‌ رو مثل امام قبول نداشتيد و هنوز هم نداريد مي‌تونيد خودتو رو از اين امت پيوند خورده با رهبر بدانيد و شما كه يك ذره براي يك انقلاب زحمت نكشيديد و يا اگر هم كشيديد به سبك روسي و لهستاني و چكسلواكي بوده نه به طرز اسلامي كه اين امت قبول داره؟ جواب بديد؟ يك چيزي بگيد؟ شايد اينجا لال شديد! ديگر اين بحث پا تخته‌اي ميزگردي نيست كه بگيد داري طفره مي‌ري؟ اين صحنة مبارزه ملت مسلمان ايران با آمريكاست بالا صحبت كنيد، بالا چرا لال شديد!

آخر شمايي كه نمي‌توانيد به سؤال به اين آساني و پاسخ دهيد چرا جنگ راه انداختيد؟ آيا شمايي كه ادعاي روشن فكري (از نوع روسيش) را داريد چه رسالتي داريد؟ "ماكسيم گوركي" نويسنده "كتاب مادر" رو كه او را از نويسندگان انقلابي جهان مي‌دانيد كتابي دارد به نام هدف ادبيات بقول اين نويسنده كه خطاب به خودش و كليه نويسندگان شبيه به خودش مي‌گويد ما مبشر چه رسالتي هستيم. آره ماكسيم گوركي كه نويسنده كتاب مادر بود مي‌گويد كه چه رسالتي دارد واي بحال شما خوانندگان اون!! حالا با اجازه خوانندگان عزيز بهتره به اين بچه سوسول‌هاي فوفول منافق و پيكاري بلند بگم... ديگر خفه شويد؟!!