ششمین سالگرد شهادت سردار حاج داوود كريمي از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مبارزان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، پنجشنبه 25/6/89  بر سر مزارش در قطعه 29 بهشت زهرا (س) با حضور همرزمان آن شهید برگزار گردید .

 

3b8jmq7z88s41mcjn4ek.gif

zfrdhyhi8phd5gb2j6sa.gif

 

5ewnad8b4fj11atatv5t.gif

 

همگان گفتند: «پدرم فریب دنیا را نخورد!»
در همان سال‌هایی هم که پدر در کنارمان بود، غافل نبودم از رازگشایی عزت و سربلندی او که به شهادت هر آن کس که او را ـ ولو اندک ـ می‌شناخت، بزرگ بود و عزیز/ پدرم مؤمن و وفادار به اسلامی بود که بر رحمت و کرامت انسانی و رعایت حقوق شهروندی مبتنی است و از دروغ و ریا و نفاق بیزار و بری است.
 شهید بزرگوار حاج داود کریمی از سرداران رشید هشت سال دفاع مقدس، از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جانباز شیمیایی سرانجام پس از سال ها تحمل درد و رنج، بامداد روز 16 شهریور سال 1383 در بیمارستان ساسان تهران به آرزوی دیرین خود رسید و دست در دست یاران شهیدش تا عرش الهی پرواز کرد.

 او در روزهای اول انقلاب به دلیل آشفتگی اوضاع و حملات ضد انقلاب، نقش موثری را در تاسیس سپاه پاسداران ایفا كرد و یك هفته پس از حملات ضد انقلاب، زمانی كه توپخانه‌های دشمن به شهرها حمله می‌كردند، راهی كردستان شد و بعد كه جنگ آغاز شد، او از اولین كسانی بود كه داوطلبانه به جبهه رفت و نیروهای داوطلب را نیز سازماندهی می‌كرد تا از حمله به سایر شهرها جلوگیری شود.

این اسوه استقامت و ولایتمداری همواره در مقاطع مختلف دفاع مقدس، از پیش كسوتان جهاد و شهادت بود و 6 سال پیش، پس از سال ها تحمل درد و رنج ناشی از جراحات شیمیایی رفت تا در كنار  آرام بگیرد، چنانکه مادرش در مراسم تشییع پیکر پاکش با لحنی بغض آلود گفت: «خدایا، این قربانی را از من بپذیر.»

ـــ گوشه ای از زندگی نامه حاج داود کريمی:

حاج داود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگى پدرش را بر اثر حادثه اى از دست داد. چنين بود كه مسئوليت خانه به دوش داود كوچك افتاد. با وجود نمرات ممتاز در مدرسه، ناچار ترك تحصيل كرد و مشغول كار شد.

 هشت سال بعد، حاج داود از طريق شهيد عراقى با امام خمينى(ره) آشنا شد. در سال هاى نخستين دهه ۵۰ با گروهى از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به راه انداخت. يك گروه چريكى و سياسى نيمه مخفى كه با علمايى همچون شهید مظلوم بهشتى و آیت الله مهدوى كنى از روحانيت مبارز تهران ارتباط داشت.

حاج داود تراشكارى و فعاليت سياسى اش در تهران را تا سال ۵۵ ادامه مى دهد تا در اين مقطع، باز هم به رسم آن زمان گروه هاى چريكى كه اعضاى خود را به لبنان و فلسطين و الجزاير مى فرستادند، به لبنان مى رود.

«ميثم كريمى» پسر ارشد حاج داود مى گويد كه او در آنجا با شهيد «مصطفى چمران»، شهيد «محمد منتظرى»، «سيد محمد غرضى» و «رحيم صفوى» هم رزم بوده است. حاج داوود در آنجا مربى نيروهاى چريكى لبنان مى شود تا تجربه فعاليت هاى نظامى اش بيشتر و جدى تر شود.

دوران فعاليت چريكى حاج داود تا اواخر سال ۵۶ در لبنان ادامه يافت؛ اما فرا رسيدن امواج انقلاب، حاج داود را همچون بسيارى ديگر از چريك ها، دانشجويان و مهاجران به كشور بازگرداند. چنين بود كه بچه نازى آباد بار ديگر به نزد هم محل هايش بازگشت تا به همراه جوانان جنوب شهر، چهار هيأت مذهبى را براى مبارزه با شاه تأسيس كنند و در پيروزى انقلاب نقش آفرين شوند؛ اما اين تازه آغاز كار جوانان و مبارزان جنوب شهر بودند.

 چنين بود كه حاج داود در اولين فعاليت دوران انقلابى خود، در همان روزهاى نخست پس از پيروزى مسئول كميته انقلاب در نازى آباد شد. در همان سال ۵۹ و در اوج درگيرى هاى كردستان راهى اين استان شد تا سپاه منطقه كردستان را به راه بيندازد. جنگ كه شروع شد، به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همين مدت كه تا سال ۶۱ ادامه يافت، برپايه آموخته هاى خويش در لبنان مسئول آموزش نظامى سپاه شد. سپس مدتى كوتاه تر از يك سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتى هم در بنياد شهيد مشغول شد تا سال پايانى جنگ كه روزهاى اوج آن بود، فرارسيد.

 حاج داود در اين دوره در دو عمليات مهم فاو و مرصاد (پس از پذيرش قطعنامه) حضور يافت. او در آنجا مسئوليت گردان هاى رزمى ـ مهندسى جهاد را داشت. در فاو بود كه مصدوم شيميايى شد و از مرصاد، تركشى در قلبش به يادگار ماند. در فاصله سال هاى ۶۵ تا ،۶۷ حاج داود در شرق كشور بود. او در اين دوره با سمت فرماندهى قرارگاه مركزى محمد رسول الله و قرارگاه هاى تاكتيكى تابعه شرق كشور در قالب طرح «والعاديات» مسئول مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر بود.

 پس از جنگ حاج داوود در حالى كه مى توانست به عنوان سردارى نظامى چهره كند، به كارگاه تراشكارى اش بازگشت كه در جاده باقر آباد قرار داشت. از سال ۶۸ تا زمان شهادت، حاج داوود تنها يك كارگر ساده قالب ساز بود. نه درجه خواست، نه دنبال بنياد جانبازان رفت و نه مزايایی طلب كرد. در آن كارگاه كوچك به دستاورد خودش قناعت مى كرد.

 از حاج داود كريمى كه در ۶ شهريور ماه ۴۹ ازدواج كرد يك دختر به نام «مريم» و سه پسر با نام هاى «ميثم»، «محمد صادق» و «محمود» به يادگار مانده است.

منزل حاج داوود كريمى در «ميدان بهمن، بزرگراه شهيد تندگويان، بعد از پل شهيد لطيفى، جنب پارك بعثت،» واقع است. آرى، فرمانده بزرگ جنگ همچنان بچه جنوب شهر ماند.

رهبر انقلاب در پیامی به مناسبت شهادت این عزیز فرمود:

 اینجانب آن مرد با ایمان و ایثارگر را در همه دوران پس از انقلاب دارای صدق و صفا شناختم و آزمایش دشوار الهی در دوران ابتلا به عوارض دردناک آسیب شیمیایی را برای او هدیه ای معنوی برای رشد و اعتلای روحی آن شهید عزیز می دانم. خداوند او را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید.