مادر سفارش شده
ناامیدانه در یک ساعت مانده به دفن پیگیری کردیم. از ما اصرار که مادرم این قبر را از قبل خریده و طرف مقابل از ما رسید می خواست که ما نداشتیم! از طرفی به دستور بنیاد قبری دیگر در منطقه دیگر ( قبور صالحین ) آماده شده بود. در آخر یکی از همرزمان ( معاون بنیاد ) گفت : بروید انجام دهید با مسئولیت من! در نهایت من را اخراج می کنند! برادرم شروع به حفر خاک کنار قبر برادر شهیدمان کرد.
بعد از یک ربع حفر، با منظره عجیبی مواجه شد. به اندازه یک نفر زیر خاک گودی حفر شده و بسیار منظم سنگ و آجر چینی شده بود، خاک آن و سنگ و گِل آن، نمای تازگی داشت . انگار همین دیشب این قبر مهیا شده بود ، و اما بعد ......... !!!
برادرم مجددا" رفت بنیاد و از مسئولین خواست که خودشان بیایند و نظاره گر باشند که بعد، هم برای ما و هم برای آن همرزم مشکلی ایجاد نشود و اجازه رسمی صادر شود . ایشان آمدند و خود دیدند و گفتند "الله اکبر!" چنین موضوعی تا کنون در این شهر سابقه نداشته و تا کنون چنین قبری برای دفن، آن هم با این آجر چینی دقیق از قبل برای کسی آماده و فروخته نشده و سابقه نداشته است!

لذا گفتند : شاهد و رسیدی بهتر از این ندیده ایم و اجازه رسمی صادر شد و گفتند به دیگر مادران شهدا ندا دهید که ببینند و به دیگران هم که نیستند، شهادت دهند که بعداز آن شما تقاضایی مثل این مادر نکنید، چرا که قصه آن خاص بود!
می دانی یکی از رازهایی که چرا برای این مادر چنین وصالی آن هم با این زیبایی محقق شدچه بود؟ زیرادر زندگی به خاطر داغ فرزند شهیدش و فرزند دومی که قطع نخاع شده بود، بسیار غصه می خورد و گریه می کرد! ولی نق نمی زد که : چرا رفتید!!؟؟ و در برابر بعضی از بدخواهان و تحریک کنندگان جن و انس مدام سرش را بالا می گرفت و باهرکس که به عمد یا به جهل می گفت: محمد دیگر مرده ! سخت بر می آشفت ومی گفت : نگو مرده ! بگو شهید.
بعد از آن هم دیگر کسی نزد ایشان جرأت نکرد هرشهیدی رامرده خطاب کند.
وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ۞
**استاد دکتر "مرتضی رضیعی" با ارسال مطلبی به یاشهید ما را از اتفاق جالبی در رابطه با وفات مادر خود مطلع نموده است. مادر شهید رضیعی و جانباز قطع نخاع دکتر مرتضی رضیعی شربت وصال را نوشیده و روح بزرگش به فرزند شهیدش درگلزار شهدای ازنا لرستان پیوست.
زیارت نامه شهدا