،زنبیل قرمزرنگ پلاستیکی کوچکی بود  که گاه آویخته بر گوشه تخت ثاقب وثابت می شد.روزی شخصی ثاقب وثابت را پشت به یکدیگر داخل آن زنبیل کوچک قرمز رنگ گذاشته بودو زیر شرشر باران کنار درب  ورودی بهزیستی رهایشان کرده بود.حال درد نان بود یا درد جان،کسی نمی دانست.از آن پس بود که آن زنبیل کوچک شد تنها یادگاری از مادر ندیده شان.

ثاقب وثابت سالها از کرمانشاه وغرب کشور گرفته تا اهواز وخرمشهر ،به هر کجا که اعزام می شدند،در درون ساکشان اعلامیه هایی را به همراه داشتند که عکسی از دوران کودکیشان به همراه دست نوشته ای بود که به در ودیوار شهرها می چسبانیدند.

"مادر ،پدر  از آن روز که ما را تنها در کنار خیابان رها کردید ورفتید سالها می گذرد.حال امروز دیگر ما برای خودمان مردی شده ایم ولی همچنان مشتاق ومحتاج دیدار شماییم..."

اما هیچکاه روزی فرا نرسید که قاب عکسی باشد وعکسی از ثاقب ، ثابت وخانواده شان در کنار یکدیگر.

آنچه که امروز از ثاقب وثابت شهابی نشاط باقی است،2 قبر مشکی رنگ شبیه به هم و در کنار هم در قطعه 50 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) است..


شهید ثاقب شهابی نشاط

اگر چنانچه گذارمان به گلزار شهدای بهشت زهرا افتاد،جایی ما بین قبور قطعه 50 ،ردیف67 ،شماره 19 وردیف 65 شماره 19 ،دو برادر شهیدی آرام کنار یکدیگر خفته اند که شبهای جمعه،هیچگاه مادر وپدری زائر مزارشان نبوده است!

زائر مزارشان باشیم،باشد که در کنارشان  شاید خودمان را پیدا کنیم!