السلام علیک یا شهید ...

... ای شهید امروز در ساحل شط سرخ بر جنازه تو نشسته ام و دست های گرمم را درمیان انگشتان سرد و استخوانیت می گذارم و با تو حرف می زنم . ای شهید ، فراموش نکن که ما تا آخرین گلوله مان مقاومت کردیم در حالی که می دانستیم هیچ کدام از این معرکه جان سالم به در نمی بریم . ای شهید ، سکوت سخت و سنگین آخرین لحظات مقاومت را فراموش نمی کنم که چون پرنده ای در قفس پرپر می زدیم ...
ای شهید ، آیا به یاد داری که با هم پیمان بستیم در مقابل غداره بندان تاریخ سر خم نکنیم ؟ ... ای شهید ، ما بعد از شهادت تو بسیار زجر کشیدیم ولی باز هم مقاومت کردیم . به ما گفته بودند به زودی نیروی کمکی خواهد رسید ، اما ثابت شد که دروغ می گفتند . ای شهید ، ما قربانی خوش باوریمان نشدیم . ما خودمان با پای خودمان به قربانگاه ابراهیم آمدیم . دیدی که به وعده های بی خود ، اعتنایی نکردیم ...
ای شهید ، در میان سیاهی شب فضای مسجد جامع را خالی یافتیم در حالی که بغض گلویمان را می فشرد . ما به ناچار آجرهای سرد مسجد جامع را بوسیدیم و برای آخرین بار از شهر خداحافظی کردیم ، در حالی که هر کدام یک نارنجک دستی برای آخرین ضربه به همراه داشتیم . ما به ساحل رودخانه آمدیم و تن خسته مان را به امواج کارون سپردیم ...
ای شهید ، در این کوچه ها باز هم شهید هست . همرزمان تو ... ما به پاس خون شما ، بر دروازه نوشته ایم ، کوچه های این شهر به خون مطهر است ، با وضو وارد شوید . ما مسجد جامع را آزاد کردیم . بیت المقدس را هم آزاد خواهیم کرد ...
سوم خرداد 1361 ( در روز آزادسازی خرمشهر)
زیارت نامه شهدا