عیدی حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف)/
فرصت ما روز نیمه ی شعبان به پایان می رسید . بعد از چند روز تفحص ، هنوز دستمان خالی بود . شهید محمد غلامی گفت : « تازه امروز ، روز کار است و باید عیدی خود را امروز از آقا بگیریم . »
همه به این امید حرکت کردیم ، ولی باز هم نا امید شدیم . آفتاب داشت غروب می کرد که صدای ناله و توسل شهید غلامی بلند شد : « آقا جون دیگه خجالت می کشیم تو روی مادرای شهدا نگاه کنیم ...» بغض توی گلوی بچه ها ترکید و به گریه افتادند .
چند لحظه بعد ، فریاد شهید غلامی که رفته بود شاخه شقایقی را برای معراج شهدا از ریشه بیرون بیاورد ، میخکوبمان کرد . به سویش دویدیم ... شقایق درست روی جمجمه ی شهیدی سبز شده بود !
جالب تر وقتی بود که متوجه شدیم نام این شهید « مهدی منتظر القائم » بود !
+ نوشته شده در شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:0 توسط یازینب
|
زیارت نامه شهدا