سفارش شهید دستغیب به یک زن امدادگر/
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی گلزار شهدای تهران، آیتالله شهید «سیدعبدالحسین دستغیب» در سال 1288 شمسی در شیراز متولد شد، پدرش سید محمدتقی هنگام تولد فرزندش در کربلا بود و چون ولادت او مقارن با عاشورا بود، نام او را عبدالحسین گذاشت.
سیدعبدالحسین در 12 سالگی پدر خود را از دست داد و در سال 1310، جهت ادامه تحصیل علوم دینی راهی نجف شد، مبارزات سیاسی وی از زمان کشف حجاب شروع شد اما اوج مبارزات این شهید بزرگوار علیه رژیم طاغوت، زمانی بود که لوایح ششگانه مطرح شد و جنبش سال 41 که آغاز نهضت امام خمینی(ره) بود، شکل گرفت.
شهید دستغیب بارها توسط رژیم طاغوت زندانی، تبعید و محصور در منزل خود شد؛ پس از پیروزی انقلاب وی نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان و امام جمعه شیراز شد.
وی در دوران جنگ تحمیلی نقش به سزایی در اعزام نیروها و کمکهای مردمی به جبهه داشت و خود نیز در مناطق حضور پیدا کرد و سرانجام در روز جمعه 20 آذر 1360، آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، در حالی که عازم نماز جمعه شیراز بود، در یکی از کوچهها با انفجار بمب توسط منافقین به شهادت رسید.

امینه وهابزاده یکی از جانبازان شیمیایی دوران دفاع مقدس حضور فعالی در مناطق عملیاتی غرب و جنوب داشت و در پاره ای از خاطراتش بیان کرد :
در اوایل اشغال خرمشهر، پشت مسجد جامع مجروحان را مداوا میکردیم، غذا میپختیم، ملحفه و لباسهای رزمندهها را میشستیم؛ دخترهای خرمشهری هم با اعزامیهای همراه بودند.
آیتالله دستغیب کامیونهایی از مواد غذایی را به جبهه میفرستاد و خودش نیز به ماهشهر میآمد؛ من از مواد غذایی که به جبهه میآوردند، نمیخوردم و میگفتم «بیت المال است» برای رفع گرسنگی میرفتم و بیسکویت میخریدم.
وقتی که آیتالله دستغیب به حوالی دارخوین و شادگان آمدند، یکی از دوستان این موضوع را به وی گفت؛ شهید دستغیب پیام دادند که به دیدنشان بروم، وی یک بسته نان و پنیر و کاهو داد و گفت: «دخترم به جان مادرم زهرا(س) اینها از بیتالمال نیست و از نذرهایی است که به من میدهند، اینها را آوردم تا بخورید، بخور تا بتوانی بعدها غذای جبهه را بخوری، شما عین رزمنده هستید هر چه که به رزمنده میرسد به شما هم میرسد».
من که برای شهادت به جبهه رفته بودم، به شهید دستغیب گفتم: «جان مادرت زهرا(س) دعا کنید من شهید شوم» وی گفت: «دخترم شما اینجا آمدهاید اگر شهید نشوید ثواب شهید را میبرید، شما اینجا اجر شهید را دارید، از خدا بخواهید که بمانید و به اسلام خدمت کنید».
بعد از آن حرفهای شهید دستغیب گفتم: «خدایا راضیام به رضایت» و من مجروح شدم و شهید دستغیب هم با شهادتش، سعادتمند شد.
زیارت نامه شهدا