پلاک ها چشمک میزنند/
راه
باز است معبر ها همه پاک شده اند ، لا به لاي سيم خاردارها پلاکها چشمک
ميزنند و شهدا هنوز ايستاده اند و با سر انگشت وفا نقطه ي رهايي را نشان
ميدهند خط هنوز شکسته نشده است ، کوله پشتي بسيجي ها لب خاکريز نشسته است .
فرمانده فرياد ميزند : سنگر را بکن اي برادر ، امروز هم روز جنگ است امروز
اما قلم ها سر نيزه هاي تفنگ است امروز ميدان معنا خود عرصه ي کارزار است
هر واژه اي يک گلوله ، هر جمله اي يک تفنگ است قلم هايي به عدد اراده ها
... بايد دست به کار شد اينجا مجنون است، جزيره ي عاشقان ، صداي فرمانده از
لابلاي نيزارها تا اعماق تاريخ ميرسد: اگر مانديد، بنويسيد ، حقانيت و
مظلوميت اين بچه ها را.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:13 توسط یازینب
|
زیارت نامه شهدا