ولادت حضرت زینب (س)
سالروز ولادت حضرت زینب (س) مبارك باد
S.jpg)
سالروز ولادت حضرت زینب (س) مبارك باد
S.jpg)
بسم رب الشهدا والصديقين
دوستان عزيزي كه ميخواهند هر گونه همكاري در خصوص برگزاري مراسم شهدا در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) بنمايند مي توانند با ارسال نام وتخصص همكاري وشماره تلفن خود در قسمت دل نوشته زير اقدام نمايند.

مجاهدی خدمتگزار
انقلاب اسلامی ایران با تمام ویژگیها و خصوصیات خاص خود و گستردگی سطح شمولیت آن در عرصههای مختلف اعم از حوزههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین گستره وسیع نیروهای موثر در آن، اعم از فكری، اجرایی، مالی و تبلیغاتی؛ طبیعتا از یك پشتوانه محكم فكری و عقیدتی برخوردار است. این پشتوانهها به مثابه نخبگانی فكری و انقلابی، با وجود برخی ویژگیهای ذاتی خود، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشحون از اندیشهها و آرای حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی بودند.در این میان از شخصیتهای مبارزی كه پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در راه انقلاب در صف انقلابیون قرار گرفت، شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی فرزند آیتالله العظمی آقا میرزا محمدعلی شاهآبادی(ره) بود. وی در واقع خود فرزند عالم مبارزی بود كه بیشتر عمر خود را در راه مبارزه با حكومتهای طاغوت گذراند و به همین سبب در محیطی كاملا سیاسی پرورش یافت. گرچه پدربزرگ ایشان نیز آیتاللهالعظمی میرزا محمدجواد حسینآبادی اصفهانی بود كه از علمای بنام زمان خود محسوب میشد و از مخالفین دستگاه قاجاری بود.

آیتالله العظمی میرزا محمدعلی شاهآبادی
پدر شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی در سال 1304 هجری قمری در حالی كه 12 ساله بود، همراه پدر و به دستور ناصرالدین شاه از اصفهان به تهران تبعید شد. پس از آن به منظور تكمیل تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه نجف و سپس به حوزه علمیه سامرا عزیمت كرد و در درس علمایی چون آخوند خراسانی شركت نمود و در آنجا به درجه اجتهاد رسید. سرانجام در سال 1330 هجری قمری به درخواست گروهی از مردم شهر تهران عازم این شهر شد و در خیابان شاهآباد (جمهوری اسلامی فعلی) مستقر شد و در طول اقامت 17 ساله خود در این شهر، به تبلیغ و گسترش دین، مبارزه با رژیم شاهنشاهی، بخصوص رژیم رضاشاه، همراه آیتالله سیدحسن مدرس پرداخت. ایشان مردم را از طریق جلسات درس و سخنرانی آماده میكرد. همچنین پس از تاسیس حوزه علمیه قم از سوی آیتالله العظمی آقا شیخ عبدالكریم حائری یزدی ، ایشان در این شهر حضور یافت و ثمره این حضور، تربیت شخصیتهای برجستهای چون حضرت امام خمینی(ره)، آیتالله العظمی مرعشی نجفی ، آیت الله صفایی خوانساری و... بود.به هر حال مراتب علمی و عرفانی آیت الله العظمی شاه آبادی در بسیاری از علوم و درجات معنوی او بر ارباب کمال و صاحبان دانش ، تقوی و عرفان پوشیده نیست، در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاكمان طاغوت،علم مخالفت بر می افراشت.
به هر حال مراتب علمی و عرفانی آیت الله العظمی شاه آبادی در بسیاری از علوم و درجات معنوی او بر ارباب کمال و صاحبان دانش ، تقوی و عرفان پوشیده نیست، در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاكمان طاغوت،علم مخالفت بر می افراشت.
تولد شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی (ره)
شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی در سال 1309 هجری شمسی متولد شد و دوران كودكی وی تحت تأثیر فضای علمی، دینی و سیاسی چنین خانوادهای، سپری شد. وی از همان دوران كودكی به فراگیری قرآن روی آورد و در سال 1313 هجری شمسی در 4سالگی در حالی كه همراه پدر از قم عازم تهران شده بود، فراگیری قرآن را در مكتبخانه امامزاده یحیی آغاز كرد. پس از آن همراه دو تن از دیگر برادرانش یعنی حضرت آیت الله جاج شیخ روح الله شاه آبادی "دامت برکاته" و حضرت آیت الله حاج شیخ نصرالله شاه آبادی "دامت برکاته"به مدرسه توفیق رفت. سرانجام در حالی كه 14 سال داشت به منظور كسب علوم دینی، وارد مدرسه مروی تهران و 4 سال بعد نیز ملبس به لباس روحانیت شد. پس از درگذشت پدرش آیتالله العظمی میرزا محمدعلی شاهآبادی، در سال 1323، شهید شاهآبادی برای ادامه و تكمیل دروس حوزوی، مجددا عازم شهر قم شد و پس از حضور یك ساله در این شهر، به منظور گذراندن دوره دبیرستان باز هم به تهران بازگشت كه اتمام دوره دبیرستان وی همزمان با وقوع كودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت مصدق بود. در همین مقطع عازم شهر قم شد و از محضر آیات عظام و علمایی چون آیتالله مشكینی، گلپایگانی، امام خمینی، اراكی و دیگر شخصیتهای دینی كسب فیض كرد. او در سال 1336 در 27 سالگی تصمیم به تشكیل خانواده گرفت و با یكی از نوادگان میرزای برزگ شیرازی ، ازدواج كرد و با این وجود سرپرستی مادر گرامی خود را نیز به عهده گرفت.مبارزات و فعالیتها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی به اوایل دهه 1330 یعنی زمانی كه هنوز طلبه جوانی بود بازمیگردد و به خصوص به سالهای آغاز مرحله خفقان سیاسی محمدرضا پهلوی مربوط میشود.مبارزات بعدی ایشان تحت تأثیر آغاز نهضت امام در اوایل دهه 1340 بود. در این سالها بیشتر فعالیت شهید شاهآبادی به فعالیتهای تبلیغی در روستاهای دورافتاده سپری میشد. پس از آن نیز با پیوستن به جمع علما و وعاظ انقلابی، عملا وارد مرحله جدی مبارزات شد. در همین خصوص وی یكی از امضاكنندگان نامه جمعی از علما و مدرسان حوزه علمیه قمبر ضد رژیم و پس از حصر امام خمینی(ره) در مهر 1342 بود. پس از آن هم بارها از امضاكنندگان نامهها یا پیامهای علمای حوزه در مخالفت رژیم پهلوی یا حمایت از مبارزات امام خمینی(ره) بود. وی طی این سالها در تمامی فعالیتهای تبلیغی خود در نقاط مختلف كشور در واقع یكی از مروجان اندیشههای امام و بحث مرجعیت ایشان بود. زیرا در این مقطع حكومت پهلوی از مطرح شدن نام امام خمینی با توجه به سوابق مبارزاتی ایشان به عنوان مرجع اعلم، پس از رحلت آیتالله العظمی بروجردی وحشت داشت و به همین سبب به انحای مختلف با این موضوع مخالفت میكرد.
وی پس از گذشت 21 سال حضور در قم، در سال 1350 به تهران بازگشت و به دعوت اهالی روستای رستمآباد شمیران، عازم این منطقه شد و امامت جماعت مسجد آنجا را به عهده گرفت. با حضور شهید شاهآبادی در این روستا، این منطقه به یكی از پایگاههای مبارزه برضد رژیم پهلوی تبدیل شد. همچنین در این مدت ایشان در زمینه جذب و هدایت جوانان متعهد منطقه و تشكیل جلسات مذهبی در كنار تهیه و تكثیر اعلامیهها و نوارهای امام خمینی كه از نجف ارسال میشد، فعال بود. همچنین برگزاری جلسات تفسیر قرآن در مسجد رستمآباد كه در شبهای شنبه هر هفته تشكیل میشد از دیگر فعالیتهای ایشان بود كه شركتكنندگان در این جلسات پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پستها و سمتهای حساس مشغول به كار شدند.
از دیگر فعالیتهای شهید شاهآبادی، تشكیل صندوق ذخیره علوی بود كه این اقدام نیز در حل مشكلات مالی و اقتصادی خانواده افرادی كه در رژیم پهلوی به زندان میافتادند، كمك فراوانی میكرد. در واقع یكی از اهداف اصلی این صندوق، تقویت و پشتیبانی مالی انقلابیون بود.
اقدامات تبلیغی و مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی بویژه از اوایل دهه 50 كه در واقع سال گسترش مبارزات انقلابیون بر ضد رژیم پهلوی محسوب میشد، دارای ابعاد وسیعی شد، به گونهای كه از این مقطع به بعد ایشان 5 بار زندان و یك بار تبعید شد.
اولین مورد دستگیری شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی مربوط به سال 1352 میشود كه مامورین امنیتی پهلوی به سبب فعالیتهای مخفی و علنی وی به منزل او ریختند و پس از بازرسی، تعدادی از كتابهای ایشان را ضبط كردند و شهید شاهآبادی نیز دو روز پس از آن با حكم بازپرس شعبه 5 دادستانی ارتش، به جرم اقدام علیه امنیت كشور دستگیر و راهی بازداشتگاه ساواك شد. وی پس از 3 ماه بازداشت و تحمل شكنجههای سنگین، در تاریخ 28/6/52 براساس رای دادگاه عادی شماره یك تهران، به یك سال حبس محكوم شد كه پس از اعتراض به آن، حكم مذكور به 4 ماه كاهش یافت. با این كه در اوایل آبان ماه 1352 حكم آزادی وی از زندان صادر شد، ولی همچنان تحت مراقبتهای شدید ساواك قرار گرفت.
دومین زندان شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی پس از چند ماه آزادی از زندان اول و به دنبال حمایت بیشائبه وی از مرجعیت امام خمینی(ره) و ادامه مبارزات و فعالیتهای وی بر ضد رژیم پهلوی صورت گرفت. به این ترتیب در بهمن 1353 مجددا از سوی ساواك دستگیر شد و در بازرسی از منزل وی دوباره كتابهایی انقلابی به دست آمد. وی پس از 20 روز بازداشت موقت، به علت ناتوانی ساواك در اثبات اتهامهای وارد شده، با حكم دادستانی ارتش در تاریخ 17/12/1353 از زندان آزاد شد.
سومین مورد زندانی شدن شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی مربوط به سال 1354 و اتهامی مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق میشود. به همین دلیل ماموران ساواك پس از آگاهی از این اتهام، به منزل وی ریختند و از آنجا یك دستگاه ماشین پلیكپی، مقدار زیادی اعلامیه، كتاب و نوار با موضوعیت سخنان امام، كشف و ضبط كردند، اما پس از حدود 2 ماه بازداشت، ساواك نتوانست اتهام ارتباط با مجاهدین خلق را ثابت كند و در آبان 1354 به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، با حكم بازپرس دادستانی ارتش، از زندان آزاد شد.
شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی علنا در منابر علیه رژیم شاه سخن میگفت و نوارها و اعلامیههای امام را شخصا توزیع میكرد.
از دیگر سیاستهایی كه ساواك به منظور ایجاد ممانعت برای فعالیتهای سیاسی انقلابیون، خصوصا روحانیون انقلابی در پیش گرفت، راهكار تبعید بود. به طوری كه هرگاه احساس میكرد نمیتواند از طریق بازداشت یا زندان، مانع ادامه فعالیتهای آنها شود، به سیاست تبعید روی میآورد. در مورد شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی نیز پس از این كه ساواك متوجه شد ایشان بعد از هر بار آزادی از زندان، همچنان به فعالیتهای تبلیغی خود بر ضد رژیم ادامه میدهد، این سیاست را مورد اجرا قرار داد. نمونه این فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی در اواخر سال 54 و اوایل سال 55 بود كه نهایتا رژیم را وادار كرد در آذرماه 1355 ایشان را به مدت 3 سال به اقامت اجباری در مركز شهرستان بانه از توابع استان كردستان محكوم كند. پس از حضور شهید شاهآبادی در این منطقه، با وجود تصور ساواك و این كه تمامی اقدامات و روابط ایشان تحت كنترل شدید ساواك قرار داشت، ایشان روابط نزدیكی با علمای اهل تسنن برقرار نمود و آنها را به مبارزه با رژیم پهلوی دعوت میكرد. همچنین در این مدت به فعالیتهایی نظیر برگزاری كلاسهای تعلیم و تفسیر قرآن برای جوانان و دانشآموزان این شهر اقدام كرد كه پس از مدت كوتاهی با ممانعت عوامل رژیم مواجه شد. در نهایت تلاشهای شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی در نزدیك كردن مسلمانان شیعه و سنی، باعث شد تا ساواك ادامه حضور وی را در این منطقه به صلاح نداند و رژیم از ترس شورش اكراد این منطقه، تصمیم گرفت به تبعید ایشان پایان دهد و به همین سبب بعد از گذشت 6 ماه از مدت تبعید، حكم آزادی وی را در اردیبهشت 56 صادر كرد. مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی اندكی بعدهمچنین در طول سالهای 56 و 57، در كلیه نامهها و اعلامیههایی كه در مناسبتهای مختلف توسط علما و روحانیون تهران بر ضد رژیم پهلوی منتشر شد، نام شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی همواره به عنوان یكی از امضاكنندگان دیده میشود.
این كه از بازداشت در تبعیدگاه آزاد شد یعنی از سال 1356 جنبه علنی به خود گرفت و ایشان علنا در منابر علیه رژیم سخن میگفت و نوارها و اعلامیههای امام را نیز شخصا توزیع میكرد. وی همچنین از كسانی بود كه همراه شخصیتهای مبارزی چون آیتالله بهشتی، استاد مطهری، دكتر باهنر، آیتالله موسوی اردبیلی، آیتالله مهدوی كنی، و آیت الله هاشمی رفسنجانی و ... از پایهگذاران اصلی جامعه روحانیت مبارز در این سالها بود و همچنین به عنوان امام جماعت مسجد رستمآباد، مسوولیت یكی از مناطق هشتگانه تشكیلات جامعه روحانیت مبارز تهران را به عهده داشت.
همچنین در طول سالهای 56 و 57، در كلیه نامهها و اعلامیههایی كه در مناسبتهای مختلف توسط علما و روحانیون تهران بر ضد رژیم پهلوی منتشر شد، نام شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی همواره به عنوان یكی از امضاكنندگان دیده میشود. وی به همین سبب در 30/3/1357 بازداشت و برای بازجویی و اعمال شكنجه به كمیته مشترك ضدخرابكاری ساواك منتقل شد. سرانجام پس از تحمل شكنجههای سنگین در اواخر آبان 57 با رای شعبه 12 بازپرسی دادستانی ارتش از زندان آزاد شد.
2 هفته پس از آزادی از زندان، اینبار نیز به دلیل ادامه مبارزات، در 12 آذر 57 دستگیر و به زندان باغشاه منتقل شد و در آنجا نیز زیر شدیدترین شكنجههای ساواك قرار گرفت. پس از آن هم به زندان اوین منتقل و ممنوعالملاقات شد. در نهایت در سوم بهمن 57 یعنی 9 روز قبل از ورود امام (ره) به تهران از زندان آزاد شد.
آزادی شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی از زندان با آخرین روزهای حیات رژیم پهلوی مصادف شد و با اعلام خبر ورود امام به ایران، ایشان نیز با حضور در كمیته استقبال امام(ره) و اداره بیت ایشان و نیز ابلاغ فرمان امام مبنی بر لغو حكومت نظامی در 21 بهمن 57 و همچنین مساعدت در خلع سلاح كلانتریها، پادگانها و مهماتسازیها و انتقال اسلحه و مهمات به نقاط امن و تشكیل و سازماندهی گروههای مردمی برای برقراری امنیت در كشور، فعالانه در امور مربوط به تشكیل حكومت نوپای اسلامی مشاركت داشتند.
ایمان حسین قزل ایاق
مجله پیام حوزه
کتاب استاد زاده
........................................................................................................................................
مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت
شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاهآبادی
با قرائت دعاي پرفيض ندبه
توسط مداح اهل بيت برادر حاج محمد بازوبند
در روز جمعه ۳/۲/۸۹ ساعت ۷ صبح
در سالن دعاي ندبه گلزار شهداي بهشت زهرا (س) برگزار گردید .
و بعد از مراسم دعا جهت نثار گل وقرائت فاتحه برسر مزار این شهید در قطعه ۲۴ مزار شهدای ۷۲ تن حاضر شدند.
به مناسبت۲۷فروردین سالگرد شهادت رضا چراغی

او فرمانده بی ادعانام داشت و همواره یاد او با عطر کربلا همراه بود. صبح یکی از روزهای بارانی پاییز با شیون کودک تازه متولد شده ازخانه محقر -چراغی شور و شعف، این محفل کوچک در روستای-بستق و از توابع شهرستان ساوه را فرا گرفت. پدر که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید، بی اختیار نوزاد را در آغوش کشید و گفت:-قربانت بروم عبد الرزاق.کسانی که در اتاق نشسته بودند، باتعجب به او نگاه کردند. - بله، عبد الرزاق، اسمش را می گذاریم عبد الرزاق.... چندی بعد، پدر به اداره ثبت احوال ساوه رفت تا برای کودکش شناسنامه بگیرد. وقتی مامور ثبت از او پرسید که اسم کودک چیست ؟ خندان گفت:-عبدالرزاق. چند روز بعد که برای گرفتن شناسنامه رفت، در کمال تعجب دید در شناسنامه، نام کودک را-رزاق چراغینوشته اند. با ناراحتی علت را پرسید، مامور گفت:-حالا شده....دیگر عوضش هم نمی شود کرد! این مساله، همه را ناراحت کرد. از آن به بعد او را-رضا صدا کردند.
*شهید رضا چراغی و دوران جوانی و مبارزات انقلابی
رضا کودکی را پشت سر گذاشت و در حال گرفتن دیپلم بود که انقلاب آغاز شد و او نیز چون همه مردم ایران در تظاهرات خیابانی شرکت کرد. حالا او جوانی بیست ساله، بالغ ، پر شور، مومن و پرهیجان بود. سعی می کرد نیروی صادقی برای انقلاب باشد. انقلاب به رهبری امام(ره) پیروز و توطئه های اجانب در پی این پیروزی شروع شد. غائله کردستان پیش آمد که به دلیل هم مرز بودن با کشور عراق، پایگاه خوبی برای اشرار شد. عوامل فراری رژیم در آنجا برای خود مقر بر پا کردند. همه احزاب و گروههای سیاسی- نظامی که با غارت پادگان ها و اماکن نظامی توانسته بودند اسلحه و مهمات فراوانی فراهم کنند ، لوله اسلحه خویش را به سوی ملت نشانه رفتند. مردم مسلمان نیز به خوبی به مقابله با توطئه آنان پرداختند.
هر چه شرارت و جنایت گروهکها در کردستان بالا می گرفت، هجوم مردم به مراکز اعزام برای شرکت در جنگ علیه ضد انقلابیون، شدت می یافت. سردار شهید رضا چراغی نیز به همین منظور به همراه دوستانش به آن خطه مظلوم شتافت و به مریوان رفت. در آنجا بود که جذبه و ایمان همراه با قاطعیت سردار شهید-حاج احمد متوسلیان رضا را محو جمال و اعمال او ساخت و باعث شد لحظه ای او را تنها نگذارد. در مریوان، دلیرمردان دیگری چون شهیدان -حاج سید محمد رضا دستواره -حاج محمد ابراهیم همت ، -حاج عباس کریمی و ...بودند که هر یک اسوه ایثار و شهادت بودند.
رضا با پیوستن به جمع آنها توانست تجربیات بسیاری در فرماندهی کسب کند.
حضور این گروه در کنار یکدیگر امکان هر گونه توطئه را از مزدوران کومله و دمکرات سلب کرد. قاطعیت، شجاعت و جذابیت حاج احمد متوسلیان در مقام فرماندهی سپاه مریوان، درس خوبی برای همه تشنگان اخلاق فرماندهی شد.
* سمتهای پس از انقلاب شهید رضا چراغی
شهید چراغی که حاج احمد را استاد خود می دانست، خصوصیات بارز اخلاق و رفتار نظامی او را الگوی خویش قرار داد و از همان اولین روزهای حضورش درمریوان، با نشان دادن شجاعت و رشادت، جوهر خویش را نمایان ساخت. جمع سرداران دلیرمردی که بعدها در جنگ، نوبت به نوبت جاودانه شدند، از کردستان عازم جنوب شدند. با تشکیل تیپ ۲۷محمد رسول الله توسط حاج احمد، رضا نیز از آن به بعد همراه تیپ ۲۷در عملیات مختلف شرکت کرد.
وی در طول حضور در کردستان و جنگ، مسئولیت های مختلفی بر عهده داشت. مدتی -جانشین سپاه دزلی بود و زمانی-مسئول محور مریوان. از اواسط سال.۱۳۶۰
تا اواخر تیر ماه سال ،۶۱فرماندهی گردان حمزه را در عملیات فتح المبین و بیت المقدس بر عهده داشت. پس از اسارت حاج احمد متوسلیان در تیرماه ۶۱در لبنان و قبول فرماندهی تیپ ۲۷توسط شهید حاج همت، شهید چراغی در عملیات رمضان و عملیات مسلم بن عقیل در سومار، به عنوان قائم مقام لشکر خدمت کرد و از مهر ماه سال ،۶۱برای مدت کوتاهی معاونت سپاه ۱۱قدر را که فرمانده آن حاج همت بود، پذیرفت. از آبان سال ۶۱تا فروردین سال ۶۲در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک در فکه، به عنوان فرمانده لشکر انجام وظیفه کرد.
-حاج حسین الله کرم از سرداران لشکر ۲۷محمد رسول الله(ص) درباره حضور شهید چراغی در صحنه های مختلف عملیات و جبهه های جنوب و غرب کشور این گونه سخن می گوید: در عملیات محمد رسوال الله(ص) که در غرب کشور انجام شد ، شهید چراغی در کنار دیگر سرداران شهید از جمله حسین قجه ای، مسیر بسیار مهم و خطرناکی را که به -راه خون معروف بود از تصرف نیروهای ضد انقلاب آزادکرد. با آنکه برف سنگینی منطقه را پوشانده بود، نیروها توانستند با استفاده از غافلگیری بر دشمن ضربه وارد سازند و منطقه را تصرف کنند. رضا در این عملیات فرماندهی گردانی را بر عهده داشت که بر روی ارتفاعات- شیمادور وارد عمل شدند. در آن زمان مناطق غرب کشور از جمله -دشت شیلر مسیری بود که رضا با گذر از آن وارد خطوط و مواضع دشمن شد و عملیات چریکی انجام می داد. زدن کمین به مزدوران بعث عراق و به اسارت گرفتن نیروهای دشمن از جمله فعالیت های او بود.
رضا از همان آغار نشان داد که توان هدایت نیروها را در عملیات مختلف را دارا ست. در عملیات محمد رسول الله(ص) وقتی پس از انهدام مواضع و استحکامات دشمن فرمان بازگشت به خطوط خودی داده شد. نیروها آماده بازگشت شدند. شهید چراغی در مسیر سرد و پر برف نیروها را که با مشقت فراوان از عملیات بر می گشتند در آغوش می گرفت و می بوسید. شهید چراغی به همراه شهیدان رضا دستواره و حسن زمانی در جبهه های سر پل ذهاب دست به عملیات چریکی زدند. در یکی از این حمله ها در منطقه نفت شهر درگیری شدیدی بین ما و دشمن پیش آمد. بخاطر محدودیتی که در مهمات داشتیم، شهید چراغی و شهید هادی دستور دادند به مواضع قبلی خودمان برگردیم. باید مسیر را از داخل رودخانه طی می کردیم چون زیر آتش تانک و هلی کوپترهای دشمن قرار داشتیم.
عقب نشینی باید مرحله به مرحله انجام می شد. هلی کوپترهای دشمن به دنبال نیروهایی بودند که در دشت ویژگان و خان لیلی عملیات چریکی انجام داده بودند. ما تحت فرماندهی شهید چراغی روی ارتفاعات -پارلمان بودیم. شهید چراغی و هادی نیروها را قانع کردند که عقب بروند و خودشان دو نفر ماندند تا با تیراندازی به سوی دشمن از تهاجم آنان جلوگیری کنند و ما به راحتی برگردیم.
شهید رضا چراغی در عملیات فتح المبین در کنارحاج احمد متوسلیان و شهید حاج همت به بررسی و شناسایی مواضع نیروهای متجاوز عراق پرداخت. او در آن عملیات فرماندهی گردان حمزه را بر عهده داشت و در منطقه دشت عباس در برابر تانکهای دشمن وارد عمل شدند. آنجا منطقه ای بود که تانکهای عراقی به خوبی می توانستند مانور بدهند، اما به ابتکار رضا، واحدهای پیاده ما، سوار بر وانتهای تویوتا با ترکیبی جالب و به طورمکانیزه، سه راه قهوه خانه در جاده دهلران را به تصرف در آوردند. عراق با اتکا به تانکهایش حمله سنگینی انجام داد و درگیری شدید پیش آمد. دشمن مقداری پیشروی کرد، اما با کمک یگان زرهی ارتش جمهوری اسلامی ، نیروها تقویت شده و با فریاد الله اکبر به طرف تانکهای دشمن هجوم بردند و تعداد زیادی از تانکهای عراقی را به غنیمت گرفتند.
در عملیات بیت المقدس که لشکر روی جاده اسفالته اهواز- خرمشهر عمل می کرد، شهید چراغی مسئولیت سه گردان را بر عهده داشت. در عملیات مسلم بن عقیل که پاییز سال ۶۱در منطقه سومار انجام شد، حاج همت به عنوان فرمانده قرارگاه ظفر منصوب شد و شهید چراغی فرماندهی تیپ محمد رسول الله(ص) را بعهده گرفت. در این عملیات تیپ حضرت رسول الله حدود ۱۳گردان داشت که هدایت آنها با رضا بود. رضا بر اثر جراحات قبلی پایش در گچ بود و ناراحتی زیادی داشت، در حالی که سرم به دستش وصل بود، از داخل آمبولانس عملیات را در شرایط بحرانی هدایت می کرد.
شهید چراغی در عملیات محدودی که نیروهای رزمنده مسلمان وارد شهر مندلی عراق شدند، روی ارتفاعات -قلعه جو در کنار گردان بلال عملیات را هدایت می کرد. تحت فرماندهی او نیروها وارد مندلی شدند و در بخشی از آنجا استحکامات دشمن را منهدم ساختند. در عملیات والفجر مقدماتی، تیپ ۲۷به لشکر تبدیل شد. حاج همت فرماندهی سپاه ۱۱قدر را بر عهده گرفت و شهید چراغی فرماندهی لشکر را. در آن عملیات، لشکر، ۴تیپ تشکیل داد. تیپ یک عمار، تیپ دو سلمان، تیپ سه ابوذر و تیپ چهار ذوالفقار که وظیفه اجرای آتش بر روی دشمن را داشت.
در این عملیات رضا شمشیر لشکر بود و اقتدار و استقامت شایسته ای از خود نشان داد. وقتی دشمن در پاسگاه طاووسیه اقدام به پاتک کرد، کنار شهید چراغی در نیمه های دو قله مشرف به پاسگاه طاووسیه بودم. آتش دشمن بسیار شدید بود. با اتکا به شلیک هزاران گلوله خمپاره و کاتیوشا در هر ساعت، توانستند تا روی تپه دو قلو جلو بیایند. حضور شهید چراغی در کنارشهید همت ، به نیروها روحیه می داد و بافرماندهی رضا توانستیم تپه دو قلو را پس بگیریم.
*شهید رضا چراغی در عملیات والفجر یک
در عملیات والفجر یک در منطقه عمومی فکه که حاج همت فرماندهی قرارگاه ظفر را بر عهده گرفت، رضا همچنان فرمانده لشکر بود. لشکر ۲۷وظیفه داشت که با نیروهای ارتش ادغام شود و ارتفاعات-پیچ آنگیزه و -جبل فوقیرا فتح کند و به سمت عمق خاک دشمن برای تصرف تاسیسات نفتی پیش برود. ارتفاعات ۱۱۲توسط گردان مالک و گردان کمیل به تصرف در آمد. گردان میثم و دیگر گردانها نیز به سمت ارتفاعات ۱۴۳و پاسگاه بجیله و در امتداد آن به تاسیسات نفتی قزلبان حمله کردند که محور عملیات لشکر را تشکیل می داد.
صبح روز عملیات بود، رضا خود را زیر رگبار تیربارها و دوشکاهای دشمن که بی امان شلیک می کردند، به کانال گردان کمیل در سمت راست ارتفاع ۱۱۲رساند . خودمان را به شهید قاسم دهقان، فرمانده گردان رساندیم. آن روز جهت لوله همه قبضه های کاتیوشا و خمپاره دشمن به محور لشکر بود. از روحیه رضا بچه های گردان کمیل و انصار و مالک روحیه می گرفتند. به همراه حاج عباس کریمی و زجاجی و چراغی، به گردان میثم به فرماندهی شهید مختار سلیمانی رفتیم و آنجا درباره الحاق بین ارتفاعات ۱۱۲و ۱۴۳صحبت کردیم. گردان میثم باید از سمت راست، یعنی محور ۱۴۳عمل می کرد. رضا خودش را به خط اول گردان میثم رساند. با وجود شهید سلیمانی در آن محور لزومی نداشت رضا هم آنجا باشد. ولی هرچه اصرار کردیم برگردد عقب، قبول نکرد و ماند تا خدایی شد.
*شهید رضا چراغی ؟فضائل اخلاقی شهید
هنگام نبرد در عملیات فتح المبین، شهید چراغی که فرماندهی یک گردان از نیروهای بسیجی را بر عهده داشت، متوجه می شود تانکها و نفرات دشمن آنها را محاصره کرده اند. رضا به نیروها می گوید برگردند عقب تا اسیر نشوند
مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت سردار شهيد رضا چراغي
با قرائت دعاي پرفيض ندبه
توسط مداح اهل بيت برادر حاج اسد الله عرب سرخي
و حاج رضا غزلی
در روز جمعه 27/1/89 ساعت 7 صبح
در سالن دعاي ندبه گلزار شهداي بهشت زهرا (س) برگزار مي گردد
السلام اباعبداللّه الحسین (ع)
عملیات بیت المقدس 5 ، با رمز مبارک یا اباعبداللّه الحسین (ع) و با هدف وارد كردن ضربه به سازمان رزمی دشمن در منطقه عمومی پنجوین به مرحله ی اجرا گذاشته شد . در این عملیات ، خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران درهم كوبیده شد و ادوات زرهی آنان مورد هدف قرار گرفت . ارتش اسلام كه در شروع عملیات ، با نفوذ به عمق مواضع دشمن ، آن ها را دچار سردرگمی شدید كرده بود ، در بعد از ظهر همان روز با یورش به گردان های دشمن بعثی ، تعداد زیادی از آنان را به هلاكت می رسانند .
در این حمله ، ارتفاعات حساس و مهم منطقه نیز از نیرو های عراقی پاكسازی شدند. در این میان و با حمایت خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش ، در حدود چهل كیلومتر مربع از منطقه عملیاتی پنجوین آزاد شده و تحریكات بعدی دشمن خنثی گردید .
در این حمله ، ارتفاعات حساس و مهم منطقه نیز از نیرو های عراقی پاكسازی شدند. در این میان و با حمایت خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش ، در حدود چهل كیلومتر مربع از منطقه عملیاتی پنجوین آزاد شده و تحریكات بعدی دشمن خنثی گردید . با عملكرد پشتیبانی و مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی .
در این عملیات ، خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران درهم كوبیده شد و ادوات زرهی آنها مورد هدف قرار گرفت. همچنین ارتفاعات ؛ 1680، 1823، 1470، 1540، 1560، 1830 از اشغال ارتش متجاوز صدام آزاد و تمام ارتفاعات غربی پنجوین پاكسازی شد.
............................................................................................................................................
رمز عملیات : یا ابا عبدالله الحسین
آغاز عملیات : 22 / 1/67
مدت عملیات : 78 روز
منطقه عملیات : منطقه عمومی پنجوین
هدف عملیات : تأمین ، ضربه به سازمان رزمی دشمن
نتایج عملیات : تجهیزات منهدم شده دشمن : صدها دستگاه خودرو نظامی - ۴۵ دستگاه تانک و نفر بر - ده ها قبضه سلاح سبک و سنگین .
یگان های منهدم شده دشمن : ۴۰ تا ۸۰ درصد از تیپ های ۹۶ و ۴۲۴ از لشکر ۲۷ - گردان های ۱و۲و۳ از تیپ ۸۰۶ لشکر ۲۷ - گردان های ۱و۳ از تیپ ۳۶ پیاده لشکر ۲- گردان تانک الحارثه از لشکر ۸ - گردان صلاح الدین نقشبندی - گردان های ۸و ۱۸ توپخانه از لشکر ۲۷
تعداد کشته و زخمی دشمن : 3500 نفر
اسراء :310 نفر
اشاره: متن زير سخنراني حاج سعيد قاسمي از فرماندهان ارشد دوران دفاع مقدس و از اساتيد دانشگاه به
سيد مرتضي آويني و سعيد يزدان پرست در 20فروردين 1372 بر اثر انفجار يك مين خنثي نشده در فكه و امير سپهبد علي صياد شيرازي در بامداد 21 فروردين 1378، در حال خروج از منزل، به وسيلهي منافقين مسلح در پوشش رفتگر، در برابر ديدگان فرزندش به شهادت رسيدند.
السلام عليك يا روح الله ايها العبد الصالح المطيع لله و السلام عليك ايها جميع الشهدا، طبتم و طابت الارض التي فيها دفنتم، فياليتني كنا معكم فافوز فوزا عظيما
اي كاش باشما بوديم و در جوار شما به فوز عظيم شهادت مي رسيديم. اگرچه بوديم، اما غفلت يا هر آنچه شما اسمش را بگذاريد، باعث زمينگيري ما شد.
اما بناست به تعبير سيد شهيدان اهل قلم آقا سيد مرتضي آويني و هركس كه ادعاي شيعه بودن دارد مشخصاً از دو مقطع كربلا و عاشورا عبور كنيم. كربلاي ماكجاست؟ نميدانيم؛ عاشوراي ما كجاست؟ نمي دانيم؛ اما اميدواريم كه اگر يكبار ديگر -مانند همين هشت ماهي كه در صحنه عمليات بوديد- زمان و مكان را درست تشخيص بدهيم و در صحنه باشيم. مهم نيست كه اينجا ما چه ميگوييم، مهم اين است كه شما عرض ارادت خود را به شهدا ثابت كرديد و نشان داديد كه در اين روزها كه تهاجم خيلي سنگين است راهي نداريد به غير از اينكه به شهدا چنگ بزنيد و البته راهي ديگري را بلد نيستيم، براي اينكه پناه ببريم خانهي اميد ديگري بلد نيستيم، راهي نداريم به غير از اينكه چنگ بزنيم و به آنها بگوييم همين جملهاي كه بارها و بارها گفتهايم، "اي شهيد، ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی تاریخ وجود برنشسته ای دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش"

جا دارد براي همه شهدا، خاصه، قريب 30 نفري كه در اين فتنه به شهادت رسيدند، اما نتوانتسيم براي اينها يك اربعين بگيريم، گريه كنيم، براي آن شهيد كه مادرش گفت: "بچه را كشاندي و در اين معركه آوردي ولي جگر نكردي براي او اربعين بگيري"، بارها گفتم در اين مزار شهدا و خاصه قطعه 29 براي حرف زدن يا خيلي جگر ميخواهد يا پررويي ميخواهد كه براي من شق دوماش صدق مي كند وگرنه بالاي سر داوود كريمي، صياد، قاسم دهقان، سعيد يزدان پرست و آويني براي زبان الكني مثل من خيلي سخت است كه بخواهد حرف بزند.
اما چند نكته كوتاه؛ آقا سيد مرتضي تو چگونه اين روشنگري و روشنفكري را بهخصوص در چند سال آخر عمرت پيشبيني كردي؟ در نبرد آخرالزماني ما چگونه جنگ و نبرد رسانهاي را بسيار خوب ميديدي و پيشبيني ميكردي، ميفهميدي كه روزهايي ميرسد كه در اين نبرد رسانهاي كه امروز اسم آن را "جنگ مخملي" يا جنگ نرم يا Soft war گذاشتيم به پيچيدگيهايي برخورد ميكنيم كه كار را بر همه ما سخت ميكند؛ سيد مرتضي كه آدمي است بسيار باهوش و
اين بچه بايد در مقابل خزعبلاتي كه او ميگويد جواب داشته باشد و امروزه فوج فوج آمدهاند بر روي آن زمين براي اينكه بداند جنگ براي چه شروع شد؟ داستان سر چه بود؟ سر چه مسائلي اينقدر طول كشيد؟ اين تعداد عملياتي كه شكست خورد براي چه بود؟ مگر شما نميگوييد كه طراح علمياتها صياد شيرازي بود، اگر اينقدر باعث افتخار شماست كه علمداران او يلهاي مانند غلامحسين افشرديها و بروجرديها هستند، چرا نتوانستند عمليات را درست طراحي كنند كه بعد از گذشت 20 سال جنازهها را از داخل كانال ميآورند و هنوز هم عدهاي ماندند؟ مگر نميگوييد اينها خبره بودند؟ پس يك جاي كار، گره خورده است. امروز آن بچه ميآيد اينها را ميپرسد، غلو راجع به آن نگوييم، دروغ نگوييم، اين حرفها را از روي آن زمين قبول ميكند و از كسي قبول ميكند كه دو تا پيراهن در آن زمينها پاره كرده باشد.
سيد مرتضي اينها را ميدانست كه اين خرابههاي خرمشهر كه حضرت امام هم هزاربار گفت كه بخشي از خرمشهر را دست نزنيد، اما فرهنگ ما زير چرخ دندهي توسعه اقتصادي له شد. سيد مرتضي آويني و صياد شيرازي ميدانستند اين اتفاق ميافتد. اتفاقاً اين وجه اشتراك اين دو است.
سال 70 اوج اين است كه هركسي هرچه داشته است و هرآنچه كه اسم آن را "ارزش" ميگذاريد ميبوسد و با آن خداحافظي ميكند؛ سيد مرتضي فوق ليسانس معماري و شهرسازي است، سعيد يزدان پرست با 50 ماه جبهه غرب كشور كه حتي رفيقان او هم خبر ندارند طبيعتاً بايد ميرفت فوق ليسانس بگيرد، بايد بدود و چالهي دكترها را پركند، چون ارزشها روي اين مدارك ميچرخد، ديگر چند ماه جبهه بودي ارزش نيست؛ اينكه چه مدركي داري، چند متر خانه داري و مال و اموالت چقدر است ارزش شده است. ارزشها، جاي خود را به "توسعه اقتصادي" ميدهد كه زير توسعه اقتصادي بايد له شود.
سيد مرتضي اين را ميبيند و ميفهمد كه در آيندهي نزديك نسلي فوج فوج به طرف شلمچه و طلائيه و فكه ميآيند، بعد از اينكه گريه او را درآوردي و 13 كيلومتر روي رمل راه بردي عقلانيت بچه گل مي كند و ميگويد: "ديوانهها! مگر شما نميگوييد طرح عمليات در اينجا سوخته بود، مگر نميگوييد 13 كيلومتر رمل بود، چرا عمليات كرديد؟" آقاي صياد شيرازي بايد جواب بدهيد چرا اينجا را طراحي كرديد؟
اينجا كه رسيد معلوم ميشود كار هنوز تمام نشده است. در روزگاري كه عطش مدرك گرايي و عطش دنيا گرايي رايج ميشود و امروزه ميبينيم چه بلايي بر سر ما و خانوادههاي ما آورده و البته دوست داري مثل سيد مرتضي زندگي كني، جامعه تو را به جايي برده است كه همان خانوادهات كه انقلابي بودند الآن با تو كشمكش دارند، اتفاقاً براي اين كه مقام معظم رهبري هم فرمودند سال "اصلاح الگوي مصرف" و در گوشه تلويزيون هم حك شده است و همزمان فلان كالاي مصرفي را تبليغ ميكند، اصلاً انگار نه انگار كه اين دو با هم تضاد و منافات دارد، سيد مرتضي، به عنوان يك روشنفكر و دورنگر كه به تعبير اميرالمؤمنينعليهالسلام پشت گرد و غبار را ميبيند، حاضر نيست صحنه را رها كند و بايد همه آن چيزهايي را كه در شب عمليات اتفاق افتاده است براي فرزندان ما بازگو كند. اصل داستان براي غافلگيري شب اتفاق افتاده، نه دوربين خوبي بوده، نه تجهيزاتي كه امروزه ميبينيد و الآن هم دست هركسي لااقل يك هندي كم وجود دارد، يك دوربين بزرگ بود و يك نفر آدم، آنهم با تكنيكهايي كه سيد مرتضي به آن رسيده است، تكنيكهايي كه همه را منقلب ميكند، اينكه حتي خبرنگار را هم جلوي دوربين حذف كني كه مبادا حواس مخاطب را پرت كند و مصنوعي شود تا رسيديم به اينكه خود كسي كه دوربين روي دوشش است، مستقيماً با رزمنده صحبت ميكند و رزمنده چشم تو چشم، حال و روز را ترسيم ميكند. اين چيزي است كه مردم را با لوكشين جبهه و جنگ به صحنه ميكشاند. او كه اين تجربيات را دارد، حاضر نيست كه صحنه را رها كند برود دنبال مدرك، بايد اين مسير را ادامه دهد.
يكي به من گفت تكراري صحبت نكن؛ چيزي غير از اينها بلد نيستيم، ضمن اينكه شما حرفهاي شديد، ولي فرزندان ما كه تازه پا به دانشگاه گذاشتند و "لايعرفون هر من البر" آنهم دانشگاهي كه كتابهايش را اگر نديدي برو ببين چه نوشتند، راجع به جبهه و جنگ و دفاع مقدس ما بين دو خط تا دو صفحه
فلذا چيزي بيشتر از اين بلد نيستيم، همينها را كه ياد گرفتيم بتوانيم به بچهها انتقال بدهيم خيلي هنر كرديم، عيبي ندارد، كسي كه حرفهاي است و اين حرفها براي او تكراري ميشود، يك پله بالاتر ميآيد، ولي براي فرزند من كه تازه پا به اين صحنه گذاشته، بايد تكرار مكررات بشود "وذَكِّر فَإِن الذكرى تنفَع المؤمنين"، از اين بابت ناراحت نيستيم.
يك جمله زيبا دارد كه ميگويد من كه زورم نميرسد ميخواهم در بين اين جمع با ويديو و ماهواره – كه ميآمدند آنها را جمعآوري ميكردند- مبارزه كنم، ولي اگر روزي ميآمد كه زورم ميرسيد ميآمدم با كامپيوتر برخورد ميكردم، ميگفتم با كامپيوتر و اينترنت برخورد كنيد. آقا سيد مرتضي چگونه تو آينده را تشخيص ميدادي و ميفهميدي كه يك روزي اين اتفاق ميافتد؟
اين روزها ميبينيد كه "توييتر" و "فيس بوك" در خانههاي ماست و ما وارد يك صحنه نبردي ميشويم كه نميتوانيم با آن مقابله كنيم و حتي فوت و فن مقابله با آن را بلد نيستيم، آقا سيد مرتضي! احتمالاً شما اين روزها را ميديديد كه در آخرين مقالهات نوشتي: "آخرين مقاتله ما به مثابه سپاه عدالت، نه با آمريكا [و دموكراسي غرب] كه با اسلام آمريكايي است كه اين دومي حاكميتش از آمريكا هم ديرپاتر است، هرچند اين حكومت هم اگر هزار ماه هم بيانجاميد به يك شب قدر فروخواهد ريخت و فصلالخطاب با انسان كامل يعني حضرت حجت حق خواهد بود."

احتمالاً اين روزها را ميديد، احتمالاً در همان مقطع سخت
كار خود سيد تمام نشد و نميدانم داستان چيست كه صياد هم آن مركز پژوهشي را برقرار كرد، مثل اينكه خداوند نميخواست به او مجال دهد و بيشتر از يكي دوبرنامه كه افسران جوانش را به تپههاي اللهاكبر برد و شروع كرد به اين كار، او هم نتوانست كارش را به سرانجام برساند و كار همچنان روي زمين ماند.
نميدانم، انگار كه قرار است يك سري از ما كه نامحرميم، نفهميم كه چه اتفاقي افتاده است؛ قرار نيست يك سري مسائل باز شود، "ما همه نامحرميم، آينه در كربلاست" قرار نيست همه بفهمند. همانطور كه اگر دوربين پيشرفته شما هم آن روز ميبود -كما اينكه بود- وقتي صحنه شهادت آقا مرتضي اتفاق افتاد، دوربين هم بايد از كار بيافتد و 20 سال بعد دوباره به كار بيافتد. براي اينكه بنا نيست، همه چيز را بدانيم. به جز همان چهار، پنج عكس، كه آن چند عكس هم بايد اين را نشان بدهد كه "مرگ آگاهي"اي كه سيد مرتضي دم از آن ميزند خود او به آن پايبند است. يعني يك دفعه داد نزد كه جماعت نجاتم دهيد، اين پا است، قطع شده، خون ميرود، مين والمري بدترين مين است، 1400 ساچمه پخش شده است، به او و سعيد يزدان پرست بيشترين جراحات اصابت كرده است، بايد داد بزنند؟ نه، قسمت آخر فيلم را بايد قشنگ بازي كنند، آفرين! خيلي بايد راحت باشي، دقيقاً انگار كه همه چيز از قبل برنامهريزي شده است. بايد خوب بازي كني، وقتي بالاي سرت آمدند بايد آرام باشي و اين جمله را بگويي "ما براي اين حرفها آمديم"، بدون كوچكترين لرزش وقتي رفتي تركش را از چشم سعيد دربياوري بايد به تو نهيب بزند كه بگذار به همان حال باشد، همينطور راحتم! اين را بايد خوب بازي كند، اي بازيگرها، گوش كرديد، در اين ايام خوب بازي كرديد، دفاع از ولايت و حريم آن را خوب بازي كرديد، امروزه بالاي سر كسي آمديد كه قشنگ گفت، در حريم ولايت آمد سربازي كرد او هم داشت ميرفت دنبال كار خودش ولي مولا و آقايش به او گفت، در جواب آقا اين نامه را نوشت:
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر (ع) حضرت آیت الله خامنه ای ایدکم الله تعالی بتاییداته الخاصه.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
امتثال امر فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی گذارد، لذا حقیر مستقیما با استمداد از فضل بی منتهای ربالعالمین وارد در اصل مطلب می شوم، بعد از عرض این مختصر که:
ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کردهایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستادهایم، همانگونه که پیش از این درباره امام امت(ره) بودهایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوری که پیش از این داشته اند.
خدا شاهد است که این سخن از سر کمال صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ بر شانه های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم. و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه خشک و بی روح. این سخن یک فرد نیست، دست جماعتی عظیم است که به سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند، بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(س) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
کمترین مطیع شما سید مرتضی آوینی.
اين را از قصد آوردم براي اينكه سال گذشته از منتسبين به او و كساني كه به او خيلي
اي هملباس من، اي عزيزي كه زياد خوردي آروغش را در اين 8ماه در اين درگيري در كف خيابان زدي، اي بر و بچهها و شاگردهاي سيد مرتضي آويني و صياد شيرازي، "خامنهاي" را رها نميكنيم شيخكهاي درپيت شما را بچسبيم، بچه حزباللهي "خامنهاي" را رها نميكند، به ساركوزي و اوباماي تو بچسبد، بچه حزباللهي "خامنهاي" را رها كند و سرگردان در اين بيابان برهوت چه كنم چاره كنم، بكند؟
در اين قصه 8 ماهه همه اذيت شدند، مخ بچههاي ما را هم زديد. خيلي هم كار كرديد، اما خداي كربلاي 5، خداي طبس، خداي بازيدراز، خداي صياد و خداي آويني هنوز كه هنوز است با ماست، چيزي از خودمان نداريم. هرچه از همان اول آقا روحالله به ما داد، در اين ميدان آورده شد. شايد ما يك چيز ديگر بخواهيم ولي خدا اين را ميخواهد، "انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون" زياد نگران اين نيستيم كه آخر آن چه ميشود، همانطور كه بهدست تو رسيد، تو هم پرچم را سالم نگه دار و تحويل بعدي بده و نقش آخر را خوب بازي كن. سرباز مطيع ولايت باش، نه! يك ايراني سالم باش. شرف داشته باش، نه اينكه آمدند فضا را غبارآلود كردند و بعد آن هم يكبار گول خوردند و به بنيصدر رأي دادند، ديگر روي خزعبلات پافشاري نكن. بيا با هم باشيم بيا با هم بسازيم بيا محبت داشته باشيم.

اينها را ميفهميد، خيلي بهتر از ما هم ميفهميد، هم صياد شيرازي و يزدان پرست و هم سيد مرتضي اينها را گفتند.
يك خواهش دارم، پسرم، دخترم، دوستان، وقت بگذاريد، در دانشگاهها حرف و حديثهاي اينها را به ما ياد نميدهند، در راديو و تلويزيون حرف و حديث اينها را بنا نيست ياد بدهند. بناست با تلاش و جهد شخصيات بروي تفكرات اينها را بگيري. بايد بدانيم او كه براي رفتن ستارههاي آسمان گمنامي در آن مسير پا گذاشت، آن مسير هنوز كه هنوز است سرباز ميطلبد، يك عمر ميگفتي اي سيد مرتضي و صياد "ياليتني كنا معك" اي كاش با شما بوديم و در كربلاي خميني ميجنگيديم، رها كن، تمام شد، الآن به بعد پرچم دست تو است، بايد خوب نگه داري. قرار است تو نقش حسن باقري را بازي كني، مردم به اين رسيدند كه خواصي وجود ندارد، پرچم را داده بودند دست اينها رفته بودند دنبال كار و زندگي خودشان، بعد ديدند كه خواص دنبال كارهاي خودشان هستند. براي همين شد كه مردم 9 دي و 22 بهمن آمدند پرچم را گرفتند. ديدند خواص يا خوابند و ياسكوت كردند و يا در حال بالا آوردن هستند. براي همين بسياري مردود شدند و نيامدند پاي كار و خوب هم رسيديد به اينكه دوباره پرچم را كه داده بوديد دست اينها باز هم گرفتيد.
اين اتفاقي بود كه افتاد، ولي عزيزم اين اتفاق تمام نشد. سرخوشمان نكنند، اين قصه
اين جنگ هنوز هم ادامه دارد
مسئولين فرهنگي ما! ترويستهاي فرهنگي ما به مراتب قدرتر از ريگي هستند و اگر آنها را نميشناسيد بگوييد تا معرفي كنند، آنهايي كه در طول اين 16 سال چهار دوره دولت توسعه اقتصادي و سياسي ما را له كردند و بچههاي ما هنوز مسموم اين جريانند و اگر دهها سال تلاش مضاعف براي فرزندان ما كنيد ما به زور ميتوانيم بچههاي خود را از اين مهلكه و از اين دام و باتلاق فرهنگي كه در آن افتادند نجات بدهيم.
چشمان تيزبين بچههاي فرهنگي ما در قد و قواره حسين بهزادها و بچههايي كه در گوشه اتاقهايي كه تا الآن به آنها دور نميدهند و سعي ميكنند در استمرار راه سيد مرتضيها قلم بزنند و قدم بردارند در گوشهها هستند؛ هنوز كه هنوز است وام يا پولي كه ميدهند به درستي نميدهند. هر حكومتي ميآيد اسم كساني ميآيد كه وام گرفتند و بهرهمند هستند كه به دور است از دولت عدالت، چشمان تيزبين بچههاي حزبالله اين موضوعات را خوب ميبيند و رصد ميكند و البته نارحت هم هستند.
هنوز بچههاي متعهد در عسر و حرج هستند و اتفاق ويژهاي نيافتاده عزيزان در عرصه فرهنگي و عرصه اقتصادي مبارزه بسيار قوياي در اين مبارزه نميبينيم.
در پايان
شهید علی صیاد شیرازی

شهید در سال 1323 در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود و در سال 1346 موفق به اخذ درجه لیسانس از دانشگاه افسری شد . وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در بخشهای مختلف ارتش خصوصاً در غرب كشور به وظیفه پاسداری از كشور پرداخت و در سازماندهی فعالیتهای نیروهایانقلابی در ارتش نیز فعالیت گسترده داشت .
شهید صیاد شیرازی پس ازطی دوران تخصصی توپخانه به عنوان استاد در مركز آموزش توپخانه اصفهان مشغول به تدریس شد . از مهمترین اقدامات وی میتوان به تهیه طرحهای عملیاتی در كردستان كه منجر به شكستن حصر شهرهای سنندج پادگان مریوان بانه و سقز شد اشاره كرد .
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنیصدر برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران ، قرارگاه مشترك عملیاتی سپاه و ارتش را راه اندازی كرد وبه عنوان فرمانده ارتش درآن قرارگاه مشغول فعالیت شد .
وی در تاریخ 9/7/60 با حكم حضرت امام خمینی (ره) به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش انتخاب و در سال 1365 با حكم امام راحل به عنوان نماینده ایشان در شورای عالی دفاع تعیین شد . شهید صیاد شیرازی از ابتدای تشكیل ستاد كل نیروهای مسلح به عنوان معاون بازرسی ستاد كل منصوب شد .
آخرین مسؤولیت این شهید رشید جانشینی رییس ستاد كل نیروهای مسلح بود و وی در عید غدیر 1378 از سوی مقام معظم رهبری به درجه سرلشگری نایل شد . و سرانجام در 21/1/78 به درجه رفیع شهادت نائل شد.
وصیتنامه شهید
خداوندا این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت ، اسلامت ، نظامت و ولایتت قرار دادی ،خدایا تو میدانی كه همواره آماده بودهام آنچه را كه تو خود بمن دادی در راه عشقی كه براهت دارم نثار كنم . اگر جز این نبودم آنهم خواست تو بود .
پروردگارا رفتن در دست توست ، من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار بدهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم . از پدر و مادرم حق بزرگی بر گردنم دارند میخواهم مرا ببخشند من نیز همواره برایشان دعا كردهام كه عاقبتشان بخیر باشد . از همسر گرامی و فداكار و فرزندانم میخواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانستهام به آنها برسم و بیشتر میخواهم وقف راهی باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده ، آنچه از دنیا برایم باقی میماند حق است كه در اختیار همسرم قرار گیرد .
از همه آنهایى كه از من بدى دیدهاند مىخواهم كه مرا به بزرگى خودشان ببخشند،و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیكدل ،استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و كتاب من برسند و با برادران دیگر ،چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب تشریك مساعى نمایند.
خداوندا! ولى امرت حضرت آیت الله خامنهاى را تا ظهور حضرت مهدى (عج) زنده ،پاینده و موفق بدار، آمین یا رب العالمین ،من الله التوفیق .
على صیاد شیرازى -19 دى ماه 1371 - 15 رجب 1413
عملیات كربلای 8
تهدید دوباره شهر بصره و پاسخ كوبنده به دشمن علیرغم عملیات كربلای4 كه به شكست انجامید، كربلای5 توانست تا حدودی خواسته فرماندهان جنگ را تأمین كند. شاید مهمترین دستاورد عملیات بزرگ كربلای5 انهدام بخش عظیمی از ماشین جنگی عراق بود. به همین دلیل انجام عملیات در شرق بصره بار دیگر در دستور كار قرار گرفت. عملیات «كربلای8 » در دو محور با حضور نیروهای سپاه در همین راستا طراحی شد تا توسط دو قرارگاه اجرا گردد.
محور اول: آبگرفتگی شمال بوبیان، با فرماندهی و هدایت قرارگاه قدس.
محوردوم: حد فاصل كانال ماهی تا جاده شلمچه، با فرماندهی و هدایت قرارگاه كربلا.
از آنجا كه موقعیت زمین در محور آبگرفتگی «بوبیان» با منطقه عملیاتی قرارگاه كربلا در غرب «كانال ماهی» تفاوت داشت و میزان فاصله با دشمن نیز متغیر بود، برای تعیین زمان آغاز عملیات و محاسبه مقدار زمان لازم برای رسیدن نیروها به نقطه درگیری با دشمن، مشكلاتی وجود داشت كه نهایتا ساعت2 و15 دقیقه بامداد روز 18 فروردین1366 به عنوان زمان مشترك حمله در هر دو محور انتخاب شد. عملیات كربلای8 با رمز «یا صاحب الزمان» (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آغاز شد و مدت 5 روز ادامه پیداكرد. در این عملیات60 دستگاه تانك و نفربر و دهها دستگاه خودرو منهدم گردید و تعداد5200 تن از افراد دشمن كشته و زخمی و اسیر شدند. غنایم به دست آمده شامل دهها دستگاه تانك و نفربر و تعدادی خودرو گردید. این عملیات كه با هدف تأمین «كانال زوجی» در جنوب شلمچه و توسعه منطقه تصرف و در غرب كانال «پرورش ماهی» انجام شد، نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به كسب تجربیات تازهای نایل ساخت. در این عملیات محمدحسن قاسمی طوسی مسئول اطلاعات و عملیات لشكر25 كربلا و حبیبالله كریمی فرمانده توپخانه63 خاتمالانبیا9، به شهادت رسیدند.
نام عملیات: كربلای8
زمان اجرا:1/18 /1366
مدت اجرا:5روز
تلفات دشمن: (كشته، زخمی و اسیر5200)
رمز عملیات: یا صاحب الزمان
مكان اجرا: شرق بصره عراق - محور جنوبی جنگ در غرب شلمچه ارگانهای عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
اهداف عملیات: پاسخ به شرارتهای دشمن در خلیج فارس، تهدید شهر بصره عراق و تأمین كانال زوجی و توسعه منطقه
شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت.
او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعهی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامهی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعهی این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمعآوری و به چاپ سپرده شد.
سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامهی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.
اواخر سال 1370 "موسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیهی مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.
مراسم تحويل سال نو با قرائت زيارت عاشورا در كنار تربت پاك ۳۰ هزار شهيد گلزار شهداي بهشت زهرا و با حضور خانواده هاي معظم شاهد و ايثارگران در سالن دعاي ندبه برگزار گرديد.



قابل ذكر است كه اين مراسم از شبكه ۱ سيما به صورت زنده پخش گرديد.


عملیات بیت المقدس 4
شرح عملیات
به رغم اقداماتی همچون پرتاب منور و گلوله باران منطقه توسط دشمن، كه بیانگر هوشیاری او بود، پس از رخنه نیروهای غواص و انتقال نیروهای تكور به ساحل دشمن، عملیات در ساعت 1 بامداد 5/1/67 با رمز مبارك "یا اباعبدالله(ع)" آغاز شد. پیچیدگی زمین و جود كمینهای متعدد در شیارها و ارتفاعات، پیشروی نیروها را كند میكرد. حدود ساعت 4 با شدت گرفتن درگیری، سرعت پیشروی یگانها نیز افزایش یافت. در حالی كه از جبهه خودی خبر میرسید نیروها در حال تصرف ارتفاعات شاخ شمیران و نیز پاكسازی دشت تولبی هستند، اخبار شنود از آشفتگی دشمن حكایت داشت؛ به نحوی كه شنیده میشد نیروهای عراقی به طور مكرر اعلام میكنند كه در محاصره نیروهای ایرانی قرار گرفتهاند.
با روشنایی صبح، هواپیماهای خودی وارد عمل گردیده و محل تجمع و جاده مواصلاتی دشمن را بمباران كردند. حدود ساعت 10 نیروهای تكور ضمن جنگ تن به تن با نیروهای عراقی در شاخ شمیران، به پاكسازی این ارتفاعات مبادرت ورزیدند. با استقرار نیروها در شاخ شمیران، نیروهای عراقی كه در یالهای سمت چپ این ارتفاعات و و نیز ارتفاعات شاخ سورمر مقاومت میكردند، متزلزل شده و تعدادی تسلیم و تعدادی هم متواری شدند.
مقارن ظهر، پاتكهای دشمن از چندین محور به سمت شاخ شمیران آغاز شد، لیكن با وجود تعداد كم نیروهای مستقر در این ارتفاعات، این پاتكها ناكام ماند. همچنین، گزارش میشد كه دشمن از ساحل دشت تولبی و از طرف برددكان در حال اعزام نیروهای كمكی به منطقه است.
در ساعت 14 اعلام شد كه شاخ سورمر نیز به تصرف درآمده و بیش از 100 تن از قوای دشمن اسیر شدند. نیروهای عراقی ضمن وارد آوردن فشار زیاد به دو محور دشت تولبی و شاخ شمیران، عقبه خودی را به شدت مورد هجوم آتش كاتیوشا و توپخانه و نیز بمباران شیمیایی قرار میداد. در نتیجه، منطقه به مواد شیمیایی الوده شد و یگانهای عملیاتی سازمان خود را از دست داده و توانشان رو به ضعف نهاد.
برهم زدن سازمان دشمن و پدافند در ارتفاعات مقابل شاخ شمیران از جمله اهداف مهمی بود كه موجب شد فرماندهی قرارگاه فتح با وجود خستگی مفرط یگانها، ادامه عملیات در شب دوم را در دستور كار خود قرار دهد. در این مرحله، نیروها میبایست ضمن عمل روی ارتفاعات برددكان و پاكسازی و پیشروی در دشت تولبی، خطی را در امتداد یالهای برددكان به طرف ساحل دریاچه تامین نماید.
در حالی كه نیروهای خودی جهت انجام مرحله دوم عملیات آماده میشدند، در ساعت 00:30 بامداد 6/1/67 عراق پس از گلولهباران شیمیایی عقبه یگانهای خودی در ارتفاعات تمورژنان، از سه محور به سمت شاخ شمیران پاتك كرد و با اجرای آتش سنگین و دقیق روی جاده چم سراژین، آن را كاملاً مسدود نمود و امكان كمك رسانی به نیروهای در خط را به صفر رساند. تا نزدیك صبح نیز تعدادی از مواضع خودی در پایین شاخ شمیران در اختیار دشمن قرار گرفت كه با حمله قوای خودی، این مواضع مجدداً به تصرف درآمد.
به این ترتیب، در حالی كه ادامه عملیات در شب دوم میسر نشده بود، فرماندهی عملیات با در نظر گرفتن كمبود نیرو و اوضاع ناشی از بمبارانهای شیمیایی دشمن، فرمان پدافند مناسب و قوی از شاخ شمیران را صادر كرد.
موقعیت منطقه
منطقه مورد نظر برای عملیات، منطقهای كوهستانی است كه از شمال به دریاچه دربندیخان و شاخ تمورژیان، از جنوب به دشت مرتكه و ارتفاعات شاخ خشیك و بمو، از شرق به رودخانه زیمكان و كوه بیزل، از غرب به سد دربندیخان و ارتفاعات قاشتی منتهی میگردد. مهمترین ارتفاعات و عوارض این منطقه عبارتند از: شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددكان، دریاچه دربندیخان و دشت تولبی. ارتفاعات مذكور بر اكثر جادههای ارتباطی و عقبه خودی و دشمن در منطقه تسلط دارند.
استعداد دشمن
منطقه عملیاتی كه در حوزه استحفاظی سپاه یكم قرار داشت، توسط لشكر 36 پیاده، كه تیپهای 602، 238، 106 و یك گردان تانك و یك گردان كماندویی را تحت امر خود داشت، پدافند میشد. یگانهای تقویت این لشكر نیز به هنگام عملیات بیت المقدس - 4 عبارت بودند از: تیپهای 38 و 506 پیاده، 50 زرهی، 68 نیروی مخصوص و گردان مستقل 7 حراست مرزی.
سازمان رزم خودی
نیروی زمینی سپاه پاسداران ماموریت اجرای عملیات را به قرارگاه فتح واگذار كرد و سازمان رزم به شكل زیر طراحی شد:
قرارگاه فتح
لشگر 27 محمد رسول الله با 6 گردان پیاده
لشكر 57 ابوالفضل(ع) با 5 گردان پیاده
لشكر 10 سیدالشهدا(ع) با 9 گردان پیاده
تیپ مستقل 18 الغدیر با 3 گردان پیاده
طرح عملیات
فلشهای عملیات از شمال به جنوب طراحی شده بود؛ به طوری كه نیروهای خودی به پشت دشمن هدایت میشدند. به این ترتیب، یگانهای عملیاتی میبایست ضمن شكستن خط و تامین ساحل دشمن، ارتفاعات شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددكان و دشت تولبی را تصرف و تامین كنند.
نتایج عملیات
- تصرف كامل ارتفاعات شاخ شمیران و شاخ سورمر
- تصرف قسمتی از دشت تولبی و ارتفاعات برددكان
- كشته و زخمی شدن حدود 5000 تن و به اسارت درآمدن 498 تن از نیروهای دشمن
- انهدام بیش از 15 تانك و نفربر و 50 خودرو
- اغتنام 11 تانك، 54 خمپاره، یك دستگاه مهندسی، 5 قبضه سلاح پدافند هوایی،14 تیربار، یك دستگاه خودرو حامل تفنگ 106 و دو قبضه آرپیجی - یازد
بسمالله الرحمنالرحیم
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر(عج) حضرت آیتالله خامنهای أیدكمالله تعالی بتأییداته الخالصه.
سلام علیكم و رحمةالله و بركاته.
امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمیگذارد لذا حقیر مستقیماً با استمداد از فضل بیمنتهای ربالعالمین وارد در اصل مطلب میشوم بعد از عرض این مختصر كه:
ما با حضرتعالی بهعنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت كردهایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستادهایم؛ همانگونه كه پیش از این دربارهی امام امت(ره) بودهایم و بسیارند هنوز جوانانی كه عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری كه پیش از این داشتهاند. خدا شاهد است كه این سخن از سر كمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است كه در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانههای ستبر خویش كشیدند. ما به جهاد فی سبیلالله عشق میورزیم و این امری است فراتر از یك انجام وظیفهی خشك و بیروح. این سخن یك فرد نیست؛ دست جماعتی عظیم است كه بهسوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت كند. بسیارند كسانی كه میدانند شمشیر زدن در ركاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است كه شمشیر زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.
كمترین مطیع شما
سید مرتضی آوینی
بزرگداشت سالگرد شهيدان

امير سپهبد علي صياد شيرازي
و

سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضي آويني
زمان : پنجشنبه ساعت ۱۷ مورخ ۱۹/۱/۸۹
مكان : گلزار شهداي بهشت زهرا (س) قطعه ۲۹
سخنران : مهندس حاج سعيد قاسمي

متن وصیت نامه برادر شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد
( مردی که به آرمان خود رسید و به حضرت حق پیوست )
بسمه تعالی
استغفرالله ...
من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود می گیرم و از شما می خواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را بطور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است .
اشهدک یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو و اهله و اشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجه و الحسن حجه و علی بن الحسین حجه و محمد بن علی حجه و جعفر بن محمد حجه و موسی بن جعفر حجه و محمد بن علی حجه و الحسن بن علی حجه فاشهدانک حجه الله انتم الاول و الاخر .
الی آخر و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام .
برادران و خواهران در این زمان رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است و مبادا که غافل باشید . خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی ( عج ) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش .
بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم
دیدار دیدار مجدد او نصیبم نگشت بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط که دیگر می گویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است . و اکنون به جبهه می روم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش باز سازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم ( وان حال بینی و بینه الموت ) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و ...
( دعا را در ابتدا نوشته ام ) .
باری برادران می روم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز درآورد چه خوب و نیکوست . و مادر با تو می گویم مادر : از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من فرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانسته ام ادا کنم مرا ببخشید و اما مادر بر گردن تو حقی را می گذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمی دانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجری به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام اهم ولی تاکنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن .
مادر اشک را برچشم تو هیچکس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام را شادمان می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست . مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سرافراز باش و لباس سرور به تن کن .
شما برادران و خواهرانم : فرزندانتان را به عشق مهدی ( عج ) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید .
والسلام
متن نوشته شده بر روی سنگ قبر شهید مصطفی ابراهیمی مجد :
اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش ( عج ) آرام گرفته است .
1- عملیات پل نادری :
جبهه : جنوب موقعیت : غرب دزفول
تاریخ : 23/7/1359
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : ارتش
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 10 گردان پیاده و زرهی
عراق : 27 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : بازپس گیری مناطق اشغالی در غرب دزفول
تلفات انسانی عراق : نامشخص
توضیحات : نخستین حمله رسمی ایران ، با فرماندهی مستقیم بنی صدر توسط لشکر 21 حمزه در منطقه غرب دزفول به علت عدم شناخت نیروهای ایرانی از استعداد قوای دشمن کاملاً شکست خورد .
***
2- عملیات سوسنگرد :
جبهه : جنوب موقعیت : شرق سوسنگرد
تاریخ : 26/8/1359
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 6 گردان پیاده و زرهی
عراق : 8 گردان پیاده و زرهی
هدف عملیات : نجات سوسنگرد از خطر سقوط حتمی
تلفات انسانی عراق : 795 نفر
توضیحات : بعد از شکست نخستین تلاش دشمن در اوایل مهرماه جهت اشغال سوسنگرد ، بعد از سقوط خرمشهر در اواسط آبان ، دشمن یک بار دیگر برای تصرف شهر اقدام و آن را محاصره نمود . در شرایطی که مدافعان شهر آخرین مقاومت ها را انجام می دادند ، 2 گردان زرهی از ارتش با همراهی نیروهای سپاه ، بسیج و ستاد جنگهای نامنظم دکتر چمران ، در امتداد جاده سوسنگرد-حمیدیه دست به حمله زده و ضمن شکستن خط محاصره ، عراقی ها را از داخل شهر عقب راندند .
***
3- عملیات نصر :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب کرخه کور (هویزه)
تاریخ : 15 تا 18/10/59
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 10 گردان پیاده و زرهی
عراق : 27 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی مناطق اشغالی غرب کارون و در صورت امکان پیشروی تا شهرک تنومه در شمال بصره !
تلفات انسانی عراق : 1800 نفر
توضیحات : این عملیات هم با دستور بنی صدر اجرا و هدایت گردید . در مرحله نخست ، نیروهای ایرانی موفق به شکستن خطوط مقدم عراق شده و تا نزدیکی ایستگاه حمید پیشروی کردند ، اما با آغاز پاتک گسترده عراق ، بنی صدر دستور عقب نشینی داد . بعد از عقب نشینی ، تعدادی از دانشجویان پیروخط امام به فرماندهی شهید علم الهدی ، که در محور هویزه وارد عمل شده بوده و از عقب نشینی خبر نداشتند ، به محاصره در آمدند و تا آخرین گلوله مقاومت کرده و همگی به شهادت رسیدند . پس از این پیروزی ، عراق بدون مواجه شدن با مانعی شهر هویزه را اشغال کرد و خط جبهه خود در جنوب سوسنگرد را کامل نمود .
***
4- عملیات ضربت ذوالفقار :
جبهه : غرب موقعیت : غرب صالح آباد
تاریخ : 19/10 تا 20/11/1359
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 6 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : 9 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات میمک
تلفات انسانی عراق : 2164 نفر
توضیحات : ارتفاعات میمک در غرب صالح آباد ، از جمله نقاط مورد اختلاف ایران و عراق در قرارداد الجزایر بود . چون عراق به تعهدات خود عمل نمی کرد ، ایران هم خود را ملزم به حل مسئله ارتفاعات میمک نمی دانست . در 15 شهریور ماه 1359 ، پیش از آغاز هجوم سراسری ، عراق ارتفاعات میمک را اشغال کرد . عملیات ضربت ذوالفقار با هدف بازپس گیری این ارتفاعات انجام شده و با موفقیت پایان یافت .
***
5- عملیات توکل :
جبهه : جنوب موقعیت : شمال آبادان
تاریخ : 20/10/1359
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 12 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : 18 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : شکست محاصره آبادان
تلفات انسانی عراق : نامشخص
توضیحات : همزمان با دو عملیات نصر و ضربت ذوالفقار ، در محور شمال آبادان و بخصوص جاده ماهشهر ، نیروهای ایرانی دست به حمله زدند اما این عملیات ناموفق بود .
***
6- عملیات بازی دراز :
جبهه : غرب موقعیت : غرب سرپل ذهاب
تاریخ : 1 تا 9/2/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 5 گردان پیاده
عراق : 6 گردان پیاده و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات بازی دراز و رفع دید عراق بر روی دشت ذهاب
تلفات انسانی عراق : 2200 نفر
توضیحات : با وجود شکست دشمن در اشغال شهر سرپل ذهاب ، در اختیار داشتن ارتفاعات غرب منطقه باعث برتری دشمن و تلفات بالای نیروهای ایرانی زیر آتش توپخانه آنها شده بود . عملیات فوق با هدف آزادسازی ارتفاعات مذکور انجام گرفت و در ابتدا کاملاً موفق بود اما عراق با اجرای پاتک های سنگینی موفق شد غرب ارتفاعات را مجدداً اشغال نماید و تنها نیمی از اهداف عملیات محقق گردید .
***
7- عملیات امام علی (ع) :
جبهه : جنوب موقعیت : شمال سوسنگرد
تاریخ : 31/2 تا 5/3/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 7 گردان پیاده و زرهی
عراق : 12 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی تپه های الله اکبر
تلفات انسانی عراق : 700 نفر
توضیحات : با وجود اینکه دشمن از سه طرف شهر سوسنگرد را در محاصره داشت ، اهمیت محور شمال مهمتر بود چون وجود تپه های الله اکبر در این قسمت ، باعث دید دشمن روی شهر شده بود . عملیات امام علی (ع) با هدف آزادسازی ایت تپه ها انجام شد و با موفقیت پایان یافت .
***
8- عملیات فرمانده کل قوا :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب دارخوئین
تاریخ : 21 تا 25/3/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 2 گردان پیاده و زرهی
عراق : 4 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : تصرف استحکامات دشمن در جنوب دارخوئین
تلفات انسانی عراق : 520 نفر
توضیحات : در اوایل جنگ ، دشمن با عبور از کارون و محاصره آبادان سعی کرد از جاده آبادان- اهواز به سمت اهواز پیشروی کند . ایران در این محور بجز چند نیروی ژاندارم محلی هیچ نیرویی نداشت . اما تعدادی از نیروهای سپاه اصفهان که از جبهه کردستان با هدف پیوستن به مدافعان خرمشهر حرکت کرده بودند ، در نزدیکی روستای دارخوئین جلوی پیشروی عراقی ها را گرفتند . عراق بعد از آنکه نتوانست به پیشروی در این محور ادامه دهد اقدام به ایجاد استحکامات نفوذ ناپذیری در جنوب دارخوئین کرد و تبلیغات فراوانی روی آن انجام داد . همزمان با برکناری بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام (ره) ، نیروهای سپاه که از مدتها قبل برای اجرای این عملیات برنامه ریزی کرده بودند ، با نامگذاری عملیات خود با عنوان خمینی ، فرمانده کل قوا ، دست به حمله زده و این استحکامات را تصرف کردند . کارشناسان نظامی جهان در آن زمان ، این عملیات کوچک را یک پیروزی استراتیژیک بسیار مهم ارزیابی کرده و شکست حصر آبادان را پیشبینی نمودند .
***
9- عملیات رجایی و باهنر :
جبهه : غرب موقعیت : شمال سرپل ذهاب
تاریخ : 11 تا 16/6/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 7 گردان پیاده و زرهی
عراق : 9 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : تصرف ارتفاعات قراویز و کوره موش در شمال دشت ذهاب
تلفات انسانی عراق : 2130 نفر
توضیحات : با وجود شش روز نبرد بی امان در منطقه عملیاتی ، فشار دشمن باعث شد تا نیروهای ایرانی در نهایت به مواضع اولیه عقب نشینی نمایند . این عملیات تنها چند روز بعد از شهادت رجایی و باهنر انجام گردید .
***
10- عملیات ثامن الائمه :
جبهه : جنوب موقعیت : شمال آبادان
تاریخ : 5/7/1360
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 30 گردان پیاده و زرهی و 8 گردان توپخانه
عراق : 31 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی
هدف عملیات : شکست حصر آبادان به فرمان امام خمینی (ره)
تلفات انسانی عراق : 3300 نفر
توضیحات : نخستین عملیات گسترده موفق نیروهای ایران در یکمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی با هدف شکست محاصره آبادان انجام گرفت . سرعت عملکرد نیروهای ایرانی در این عملیات چنان بود که کارشناسان غربی آن را با سرعت پیشروی نیروهای آلمانی در خاک لهستان طی جنگ جهانی دوم مقایسه می کردند ، به نحوی که با وجود مقاومت نیروهای عراقی در یکی از محورها ، نیروهای ایرانی در سایر محورها با سرعت شگفتی ، همه اهداف را تصرف کرده و محور مقاومت کننده را به محاصره درآوردند . البته پیش از این عملیات ، به علت غریب الوقوع بودن حمله نیروهای ایرانی ، صدام دستور داده بود تا تعدادی از واحدهای نخبه و نورچشمی اش از منطقه خارج شوند !
چند روز بعد ، هواپیمای حامل فرماندهان عال رتبه سپاه و ارتش : فلاحی ، فکوری ، نامجو ، کلاهدوز و جهان آرا ، حین بازگشت به تهران سقوط کرد و این عزیزان که طراحان اصلی عملیات ثامن الائمه بودند به شهادت رسیدند .
***
11- عملیات طریق القدس :
جبهه : جنوب موقعیت : غرب سوسنگرد
تاریخ : 8 تا 15/9/1360
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 32 گردان پیاده و زرهی
عراق : 57 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، 4 گردان گارد ریاست جمهوری و 6 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزاد سازی شهر بستان
تلفات انسانی عراق : 9046 نفر
توضیحات : اهمیت استراتژیک این عملیات بدان جهت است که نیروهای ایرانی با دور زدن قوای دشمن از طریق تپه های رملی غیرقابل عبور شمال بستان ، با غافلگیری کامل همزمان به کلیه خطوط دشمن از دهلاویه تا تنگه مرزی چزابه حمله کردند . البته مقاومت دشمن در جنوب منطقه عملیاتی ، پیشروی در این محور را ممکن نساخت اما چند روز بعد که عراق سعی کرد از این منطقه به سمت بستان پاتک کرده و شهر را دوباره اشغال کند متحمل تلفات سنگینی شد و به ناچار تا جنوب رودخانه نیسان که بسیار بیشتر از هدف پیشبینی شده در عملیات بود ، عقب نشینی کرد .
***
12- عملیات مطلع الفجر :
جبهه : غرب موقعیت : شمال گیلان غرب و جنوب سرپل ذهاب
تاریخ : 20/9 تا 6/10/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 18 گردان پیاده و زرهی
عراق : 27 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی
هدف عملیات : آزادسازی ارتفاعات غرب گیلان غرب
تلفات انسانی عراق : 2140 نفر
توضیحات : با وجود تصرف بیشتر ارتفاعات هدف ، پاتک های سنگین عراق این عملیات را هم ناکام گذاشت . اهمیت جبهه غرب برای عراق در این بود که اگر نیروهای ایرانی موفق به بازپس گیری ارتفاعات مرزی این منطقه می شدند ، نسبت به نیروهای عراقی که در داخل خاک خود در موقعیت کم ارتفاع تری قرار می گرفتند ، برتری یافته و امنیت بغداد را تهدید می نمودند . در جریان این عملیات غلامعلی پیچک ، فرمانده سپاه در جبهه غرب که به عنوان یک نیروی عادی ، ناشناس در عملیات شرکت کرده بود به شهادت رسید .
***
13- عملیات محمد رسول الله (ص) :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب و شمال نوسود
تاریخ : 12 و 13/10/1360
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 6 گردان پیاده
عراق : 8 گردان پیاده
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات مرزی غرب و شمال نوسود
تلفات انسانی عراق : 2691 نفر
توضیحات : این عملیات ، نخستین حمله بزرگی بود که در آن نیروهای ایرانی از مرز گذشته و در عمق خاک عراق پیشروی کردند و حتی شهرک مرزی طویله را تصرف نمودند اما به علت مشکل تدارکات به مواضع اولیه بازگشتند .
***
14- عملیات فتح المبین :
جبهه : جنوب موقعیت : غرب شوش و دزفول
تاریخ : 2 تا 10/1/1361
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 133 گردان پیاده و زرهی
عراق : 153 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 3 گردان گارد ریاست جمهوری و 12 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزادی منطقه اشغالی عظیم غرب منطقه شوش و دزفول
تلفات انسانی عراق : 19000 نفر
توضیحات : این عملیات در ابتدا قرار بود همزمان با دهه فجر انجام شود ، اما عراقی ها که متوجه این قضیه شده بودند در منطقه تنگه چزابه دست به حمله زدند و هرچند ناکام ماندند اما عملیات فتح الفتوح ایران را به تاخیر انداختند . یک روز قبل از آغاز حمله ، عراق یک بار دیگر ، این بار در غرب شوش پاتک زد اما فرماندهان ایرانی برای مقابله با ادامه این رویه از سوی عراق ، عملیات را طبق برنامه خود آغاز نمودند . نفوذ 6 گردان از نیروهای ارتش و سپاه به عمق مواضع عراق باعث شد تا خطوط مقدم دشمن عملاً از پشتیبای توپخانه محروم بمانند و خیلی زود تسلیم گردند . هزاران سرباز سرگردان عراقی در این عملیات به اسارت درآمدند . به گفته یکی از اسرا ، اگر نیروهای ایرانی امکان هلی برن به منطقه فکه را می یافتند می توانستند دو برابر اسرای گرفته شده را در حال فرار به داخل خاک عراق دستگیر نمایند . در آخرین روزهای عملیات ، مقاومت تیپ 10 زرهی عراق در تنگه ابوغریب ، که آن زمان معروف ترین واحد ارتش عراق بود ، باعث درگیری شدیدی گردید و کل عملیات را به خطر انداخت اما در نهایت این تیپ هم منهدم شد و نیروهای ایرانی در نزدیکی رودخانه دویرج خط پدافندی تشکیل دادند .
***
15- عملیات بیت المقدس :
جبهه : جنوب موقعیت : غرب کارون
تاریخ : 10/2 تا 3/3/1361
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 144 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 20 گردان توپخانه
عراق : 188 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، 12 گردان مرزبان و 30 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزادسازی شهرهای خرمشهر و هویزه و پاکسازی غرب کارون .
تلفات انسانی عراق : 35000 نفر
توضیحات : با فاصله اندکی از عملیات فتح المبین ، عملیات بزرگ بعدی ایران آغاز شد . مواضع صعب العبور دشمن در محور کرخه کور باعث شکست عملیات در این محور گردید ، اما نیروی اصلی ایران با عبور از کارون که عراقی ها نابخردانه آن را رها کرده بودند جاده اهواز- خرمشهر را آزاد کرده و پس از دفع پاتک عراق به سمت مرز پیشروی نمودند . در این مقطع دشمن نیروهایش را از هویزه و کرخه کور عقب کشید تا محاصره نشوند و ایرانی ها بعد از پر کردن مناطق تخلیه شده ، به سمت جنوب حمله کرده و خرمشهر را محاصره نمودند و در نهایت پس از چند درگیری جدی ، نیروهای عراقی مستقر در شهر تسلیم شده و خرمشهر آزاد گردید . یکی از برادران لودرچی در خاطرات خود ذکر کرده است که وحشت نیروهای عراقی از سقوط محور خرمشهر-بصره باعث شده بود این نیروها مناطق شمالی این محور را رها کنند به نحوی که این برادر بدون مواجه شدن با مقاومتی در حال احداث خاکریز در نزدیکی پاسگاه زبیر در داخل خاک عراق بوده که به عقب فراخوانده می شود !
***
پس از عملیات بیت المقدس ، به طور مقطعی وقفه ای در جبهه ها پیش آمد . عراق از چند منطقه در جبهه غرب که شدیداً به تله های انفجاری آلوده شده بود عقب نشینی کرد و تلویحاً خواستار آتش بس شد . تا جایی که برخی نیروهای ایرانی برای جنگ بر ضد اسرائیل راهی لبنان شدند اما با شدت گرفتن مجدد تبادل آتش بین طرفین و آشکار شدن تلاش عراق برای سازمان دهی مجدد نیروهایش ، امام (ره) در سخنرانی مهمی فرمودند : راه قدس از کربلا می گذرد .
***
16- عملیات رمضان :
جبهه : جنوب موقعیت : شرق بصره
تاریخ : 22/4 تا 7/5/1361
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 164 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 10 گردان توپخانه
عراق : 162 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : تصرف مواضع دشمن در امتداد مرز شلمچه تا کوشک و تهدید شهر بصره
تلفات انسانی عراق : 7715 نفر
توضیحات : عملیات با هدف اصلی تصرف مواضع معروف به مثلثی عراق در منطقه انجام گرفت و پس از آنکه این مواضع به سرعت سقوط کردند نیروهای ایرانی پیشروی را به عمق ادامه داده و تا انتهای کانال پرورش ماهی نزدیک شط العرب و شمال شرقی بصره پیشروی نمودند ، اما این پیشروی بدون هیچ گونه پوشش و پشتیبانی انجام شد ، در نتیجه نیروهای عراقی که توانسته بودند پل های روی کانال را حفظ کنند به پشت نیروهای ایرانی آمده و آنها را به محاصره در آوردند . این یکی از دردناک ترین و پرتلفات ترین عملیات های ایران بود و فقط بخشی از واحدهای محاصره شده توانستند از منطقه عقب نشینی کنند . عملیات طی روزهای بعد با هدف انهدام نیروهای عراقی ادامه یافت تا پیروزی بدست آمده باعث تشویق آنها به پیشروی نگردد .
***
17- عملیات مسلم بن عقیل :
جبهه : غرب موقعیت : غرب سومار
تاریخ : 9 تا 13/7/1361
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 33 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه ، 5 گردان هوابرد و 5 گردان توپخانه
عراق : 31 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، یک گردان جیش الشعبی و 7 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزادسازی ارتفاعات غرب سومار و پیدا کردن دید روی شهر مندلی عراق
تلفات انسانی عراق : 1034 نفر
توضیحات : شهر سومار در جریان عقب نشینی عراق بعد از عملیات بیت المقدس آزاد شده بود اما در اشغال ماندن ارتفاعات مرزی منطقه ، به دشمن برتری می داد . البته عدم توجه نیروهای ایرانی به این محور باعث شده بود تا این عملیات جنبه غافلگیر کننده داشته باشد تا جایی که بعضی فرماندهان معتقد بودند که حمله باید تا تصرف شهر مندلی ادامه یابد . اما اکتفا به تصرف ارتفاعات مرزی و نزدیکی این منطقه به مرکز عراق باعث شد تا با تجمع نیروهای عراقی ، عملیات بعدی با نام عملیات امام زین العابدین (ع) ، با هدف تصرف شهر مندلی ، که با فاصله چند روز بعد انجام گرفت ناکام بماند .
***
18- عملیات محرم :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب موسیان
تاریخ : 10 تا 20/8/1361
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 66 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : 46 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی
هدف عملیات : تصرف ارتفاعات مرزی مشرف بر شهر العماره عراق
تلفات انسانی عراق : 8350 نفر
توضیحات : با هدف جبران ناکامی های اخیر و گشودن جبهه جدیدی جهت غافلگیری دشمن ، این عملیات انجام گرفت و با موفقیت پایان یافت .
***
19- عملیات والفجر مقدماتی :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب فکه
تاریخ : 17 تا 21/11/1361
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 164 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 23 گردان توپخانه
عراق : 76 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 4 گردان گارد ریاست جمهوری
هدف عملیات : تصرف مناطق شمال هورالهویزه با هدف وادار کردن عراق به قبول آتش بس
تلفات انسانی عراق : 2613 نفر
توضیحات : خیانت منافقین باعث شد تا نیروهای دشمن کاملاً در برابر حمله نیروهای ایرانی آماده باشند و در نهایت نیروهای ایرانی به مواضع اولیه خود بازگشتند .
***
20- عملیات والفجر 1 :
جبهه : جنوب موقعیت : شمال فکه
تاریخ : 21 تا 28/1/1362
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 132 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 18 گردان توپخانه
عراق : 128 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی
هدف عملیات : پیشروی به سمت شهر العماره عراق
تلفات انسانی عراق : 8850 نفر
توضیحات : مقاومت نیروهای عراقی در برخی محورها و حجم بی سابقه آتش توپخانه دشمن باعث شد تا در نهایت نیروهای ایرانی به مواضع اولیه خود بازگردند .
***
21- عملیات والفجر 2 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب پیرانشهر
تاریخ : 29/4 تا 13/5/1362
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 24 گردان پیاده و مکانیزه
عراق : 36 گردان پیاده و کماندویی
هدف عملیات : گشودن جبهه جدید در شمالغرب و بستن یکی از راه های اصلی تردد ضد انقلاب به داخل کشور
تلفات انسانی عراق : 4164 نفر
توضیحات : این عملیات با موفقیت انجام گرفت و منطقه عمومی حاج عمران که مهمترین پادگان نظامی عراق در شمال شرق این کشور بود به تصرف نیروهای ایران در آمده و آتش توپخانه دشمن از شهر پیرانشهر دور گردید . مصطفی ردانی پور ، فرمانده روحانی مشهور اصفهان در پایان این عملیات به شهادت رسید و پیکرش هیچگاه یافت نشد .
***
22- عملیات والفجر3 :
جبهه : غرب موقعیت : مهران
تاریخ : 7 تا 20/5/1362
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 32 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 4 گردان توپخانه
عراق : 58 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 3 گردان توپخانه
هدف عملیات : تامین امنیت شهر مهران
تلفات انسانی عراق : 10509 نفر
توضیحات : شهر مهران هم بعد از عملیات بیت المقدس آزاد شد اما حضور دشمن در ارتفاعات شهر ، عملاً شهر را بی دفاع کرده بود . عملیات والفجر3 با هدف آزاد سازی این ارتفاعات انجام گرفت و با وجود آزادی ارتفاعات شمالی موسوم به کله قندی ، پاتک شدید عراق در محور غرب مهران مانع از تثبیت اهداف در این قسمت گردید .
***
23- عملیات والفجر 4 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : شمال مریوان
تاریخ : 27/7 تا 30/8/1362
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 71 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه و 11 گردان توپخانه
عراق : 141 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، 8 گردان گارد ریاست جمهوری و 7 گردان توپخانه
هدف عملیات : تصرف دشت شیلر و انهدام پایگاه های نفوذ دشمن و ضد انقلاب به داخل کشور
تلفات انسانی عراق : 18785 نفر
توضیحات : دشت شیلر به عنوان یک تو رفتگی عمیق از خاک عراق در داخل خاک ایران ، به عنوان پایگاهی برای نفوذ ضد انقلاب و عوامل خرابکار دشمن مورد استفاده بود . عملیات والفجر4 در ابتدا یک عملیات محدود برای تصرف این دشت بود ، اما مقاومت شدید عراق این عملیات را تبدیل به یکی از بزرگترین رویارویی های دو طرف در طول 8 سال جنگ کرد . در نهایت ایران نتنها موفق به تصرف دشت شیلر گردید بلکه تا ارتفاعات کانی مانگا پیشروی نمود و شهر پنجوین عراق را تصرف کرد اما تخریب گسترده شهر از سوی عوامل رژیم بعث باعث گردید تا شهر به عنوان یک هدف غیر استراتیژیک رها شده و نیروهای ایرانی در ارتفاعات اطراف مستقر شوند ، ضمن آنکه این عملیات خطوط جبهه را به شهر سلیمانیه عراق بسیار نزدیک کرد . لشکر 14 امام حسین(ع) اصفهان ، در این عملیات نقش مهمی بر عهده داشت و این عملیات از نقاط عطف تاریخ این لشکر به حساب می آید .
***
24- عملیات خیبر :
جبهه : جنوب موقعیت : هورالهویزه
تاریخ : 3 تا 22/12/1362
نوع تک : گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 283 گردان پیاده و زرهی و 7 گردان توپخانه
عراق : 188 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، 4 گردان گارد ریاست جمهوری و 30 گردان توپخانه
هدف عملیات : گشودن جبهه جدید علیه دشمن و قطع محور بصره-العماره
تلفات انسانی عراق : 16140 نفر
توضیحات : یکی از بزرگترین دستاوردهای نظامی 8 سال دفاع مقدس این بود که طراحان نظامی ایران ثابت کردند غیرممکن را نمی شناسند . هرگاه در جبهه ایی رکود ایجاد می شد به سرعت راهی برای گشودن جبهه جدید پیشنهاد می کردند و عملیات خیبر هم یکی از این پیشنهادات بود . دشمن هیچگاه تصور نمی کرد نیروهای ایرانی بدون پشتیبانی توپخانه و قوای زرهی ، عرض چند ده کیلومتری هورالهویزه را پیموده و خود را به دجله برسانند . طبق طرح عملیات ، نیروهای ایرانی از سه محور هورالهویزه ، طلاییه و شلمچه دست به حمله می زدند . نیروهای ایرانی با عبور از هورالهویزه و تصرف جزایر مجنون ، خود را به ساحل دجله رسانده و با عبور از آن جاده بسیار مهم بصره- العماره را تصرف می کردند . نیروهای عمل کننده در محور طلاییه و شلمچه هم با پیشروی به سمت شط العرب و تصرف نشوه ، از طریق جاده نشوه-قرنه ، ادوات سنگین را به شمال اعزام می کردند تا منطقه تثبیت گردد . عملیات در محور هورالهویزه با موفقیت همراه بود و در چند محور نیروهای ایران به ساحل دجله دست یافته و از آن عبور کردند ، اما مقاومت شدید نیروهای عراقی در طلاییه و شلمچه که برای اولین بار به طور گسترده اقدام به استفاده از سلاح های شیمیایی نمودند ، باعث شد تا پیشروی در این دو محور شکست بخورد و نیروهای محور دجله بدون پشتیبانی ، در مقابل پاتک های عراق به ناچار به جزایر مجنون عقب نشینی کردند . تلاش عراق برای بازپس گیری جزایر ادامه یافت و بی سابقه ترین حملات زرهی ، توپخانه ایی و شیمیایی علیه نیروهای ایرانی انجام گرفت بویژه اینکه دشمن پل بین مجنون جنوبی و طلاییه را حفظ کرده و از این طریق ستون تانک های خود را به سمت نیروهایی روانه می کرد که سنگین ترین سلاحشان آر.پی.جی بود . با این حال نیروهای ایرانی بالاخره موفق شدند تسلط خود بر جزایر را تثبیت کنند و عراقی ها کوتاه آمدند . در این عملیات سرداران زیادی همچون حمید باکری ، همّت و زجاجی به شهادت رسیدند و حسین خرازی جانباز گردید .
***
25- عملیات عاشورا :
جبهه : غرب موقعیت : جنوب سومار
تاریخ : 26 تا 30/7/1363
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 14 گردان پیاده و زرهی و 5 گردان توپخانه
عراق : 27 گردان پیاده و زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات گرکنی و بخشی از ارتفاعات میمک
تلفات انسانی عراق : 1690 نفر
توضیحات : ارتفاعات گرکنی و فصیل آزاد گردید اما تلاش برای آزاد سازی کامل دامنه غربی ارتفاعات میمک نتیجه ایی نداشت .
***
26- عملیات بدر :
جبهه : جنوب موقعیت : هورالهویزه
تاریخ : 19 تا 26/12/1363
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 115 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : 98 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی ، 28 گردان گارد ریاست جمهوری و 9 گردان توپخانه
هدف عملیات : انهدام مواضع دشمن در شرق و غرب دجله و در صورت امکان قطع جاده بصره-العماره
تلفات انسانی عراق : 13200 نفر
توضیحات : در سالگرد عملیات خیبر ، نیروهای ایرانی بار دیگر در همان محور دست به حمله زدند اما این بار چون امیدی به گشودن جبهه طلاییه و پشتیبانی زرهی از حمله وجود نداشت ، هدف اصلی انهدام دژهای معروف دشمن در دو طرف دجله قرار گرفت . عملیات با موفقیت انجام شد اما با توجه به پاتک های سنگین دشمن مواضع تصرف شده ، تثبیت نگردید و نیروهای ایرانی به داخل هورالهویزه عقب نشینی کردند . البته این بار هورالهویزه کاملاً در اختیار نیروهای ایران قرار گرفت و خط اول عراق ساحل غربی آن شد . در این عملیات سرداران موسوی و مهدی باکری به شهادت رسیدند . همچنین از شهدا معروف این عملیات می توان به شهید نوجوان پهلوان سعید طوقانی اشاره کرد که در سالهای قبل و اوایل انقلاب ، با وجود سن کم از نامداران ورزش باستانی به شمار می رفت .
***
27- عملیات قادر :
جبهه : شمال غرب موقعیت : امتداد مرز استان آذربایجان و عراق
تاریخ : 24/4 تا 18/6/1364
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 30 گردان پیاده و 9 گردان توپخانه
عراق : 29 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی
هدف عملیات : گسترش منطقه آزاد شده شمال عراق
تلفات انسانی عراق : 1520 نفر
توضیحات : بعد ناکامی عملیات بدر ، به سپاه دستور داده شد تا دست به بازسازی خود بزند و منطقه بین اشنویه تا پیرانشهر که برای عملیات تابستانی سپاه آماده شده بود در اختیار ارتش قرار گرفت . نیروهای ارتش طی دو ماه چندین بار سعی کردند در این منطقه دست به حمله بزنند اما کاری از پیش نبردند و عملاً بسیاری از پایگاه ها و معابر نفوذ سپاه طی این عملیات ها لو رفته یا منهدم گردید !
***
28- عملیات والفجر 8 :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب آبادان
تاریخ : 20/11/1364 تا 9/2/1365
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 140 گردان پیاده و 16 گردان توپخانه
عراق : 241 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد
هدف عملیات : تصرف شبه جزیره فاو
تلفات انسانی عراق : 52105 نفر
توضیحات : عبور از عرض اروند رود یکی از آن شاهکارهای نظامی در تاریخ جنگ ها به شمار می رود . در اهمیت بندر و شبه جزیره فاو همین بس که عراق با قبول تلفات بسیار سنگینی ، بیش از 80 شبانه روز برای بازپس گیری منطقه تلاش می کرد و 39 جنگنده خود را در این منطقه از دست داد . هرچند دشمن نتوانست فاو را بازپس گیرد ، اما حملات مکرر آنها باعث شد تا هدف نهایی نیروهای ایرانی که گشودن جبهه جدید و پیشروی در جنوب بصره بود به جایی نرسد .
***
29- عملیات والفجر 9 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : شرق سلیمانیه
تاریخ : 5 تا 9/12/1364
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 26 گردان پیاده و زرهی و 4 گردان توپخانه
عراق : 10 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی و 2 گردان توپخانه
هدف عملیات : نزدیک شدن به شهر سلیمانیه عراق و مقابله با تجمع نیروهای عراق در فاو
تلفات انسانی عراق : 1634
توضیحات : در این عملیات منطقه گسترده ایی از کردستان عراق به تصرف ایران در آمد و شهر سلیمانیه در برد آتش ایران قرار گرفت . اما طی هفته های بعد به دلیل پاره ایی مشکلات از جمله بمب باران شیمیایی چند روستای کردنشین از سوی عراق ، نیروهای ایرانی به مواضع اولیه خود بازگشتند .
***
در اوایل سال 65 ، ارتش عراق با سازماندهی مجدد و افزایش واردات سلاح های مختلف متعارف و کشتار جمعی ، موقتاً در موضع برتری قرار گرفت و با استراتیژی معروف به دفاع متحرک در چند جبهه دست به حمله زد که مهمترینش دستاوردش اشغال مجدد شهر مهران بود .
***
30- عملیات کربلای 1 :
جبهه : غرب موقعیت : مهران
تاریخ : 9 تا 19/4/1365
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 37 گردان پیاده و زرهی و 6 گردان توپخانه
عراق : 111 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد و 9 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزادسازی مهران
تلفات انسانی عراق : 11210 نفر
توضیحات : طی نبرد سختی که در این عملیات رخ داد ، نیروهای عراقی با وجود برتری کامل نفر و تجهیزات متحمل تلفات سنگینی شده و شهر مهران و ارتفاعات اطراف آن آزاد گردید .
***
31- عملیات کربلای 2 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب پادگان حاج عمران
تاریخ : 10 و 11/6/1365
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 26 گردان پیاده و 4 گردان توپخانه
عراق : 30 گردان پیاده ، زرهی و کمااندویی و 5 گردان توپخانه
هدف عملیات : بازپس گیری ارتفاعات 2435 و 2519
تلفات انسانی عراق : 3277 نفر
توضیحات : ارتفاعات 2435 و 2519 ، مشرف بر پادگان حاج عمران ، از جمله نقاطی بود که در جریان دفاع متحرک عراق سقوط کرده بود . در این عملیات ارتفاع 2435 تصرف شد اما تلاش برای آزادی ارتفاع دوم ناکام ماند .
***
32- عملیات فتح 1 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : کرکوک
تاریخ : 19 و 20/7/1365
نوع تک : نامنظم
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 2 گردان نیروی ویژه ، 1 گردان ادوات و 2 گردان از نیروهای اتحادیه میهنی کردستان عراق
عراق : نامشخص
هدف عملیات : وارد کردن خسارت در عمق و ممانعت از تمرکز قوای عراق در جبهه ها
تلفات انسانی عراق : 600 نفر
توضیحات : از مدتها قبل سپاه با ایجاد پایگاه هایی در شمال عراق ، با گروههای ضد بعثی کردستان عراق همکاری می کرد . پیش از این عملیات های مشترکی انجام شده بود اما عملیات فتح 1 را می توان مهمترین همکاری دو طرف دانست . در این عملیات نیروهای ایرانی و کرد با طی مسیر 150 کیلومتری در عمق خاک عراق ، با بستن جاده های منتهی به شهر کرکوک ، به پالایشگاه و چند مقر نظامی این شهر حمله کرده و سپس با کمترین تلفات به مواضع خودی بازگشتند .
***
33- عملیات کربلای 4 :
جبهه : جنوب موقعیت : جنوب و غرب خرمشهر
تاریخ : 3 تا 5/10/1365
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 250 گردان پیاده و 26 گردان توپخانه
عراق : 123 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد
هدف عملیات : تصرف کامل شبه جزیره فاو ، شهرک ابوخصیب و محاصره بصره
تلفات انسانی عراق : 8060 نفر
توضیحات : سپاه برای انجام این عملیات ک در صورت پیروزی سرنوشت جنگ را مشخص می کرد تمام منابع خود را بسیج نمود و همین تمرکز نیرو باعث هوشیاری عراق گردید ضمن آنکه با کمک ماهواره های جاسوسی آمریکایی ، عراقی ها حتی از مکان معابر نفوذ نیروهای ایران خبر داشتند ! با آغاز عملیات ، هرچند در چند محور نیروهای ایرانی موفق به پیشروی شده و حتی لشکر 14 امام حسین (ع) توانست به تاسیسات پالایشگاه بصره نفوذ کند ، آمادگی عراق و مقاومت شدید همراه با آتش سنگین توپخانه و بمب باران گسترده شیمیایی ، باعث شد تا نیروهای ایرانی 48 ساعت بعد از آغاز حمله به مواضع اولیه بازگردند .
***
34- عملیات کربلای 5 :
جبهه : جنوب موقعیت : شلمچه
تاریخ : 19/10 تا 4/12/1365
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 200 گردان پیاده و 24 گردان توپخانه
عراق : 493 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد و 46 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزاد سازی شلمچه و پیشروی به سمت بصره
تلفات انسانی عراق : 92365 نفر
توضیحات : عملیات کربلای 5 بدون شک بزرگترین رویارویی نظامی ایران و عراق در طول 8 سال جنگ تحمیلی می باشد . عراق با تصور اینکه بعد از کربلای 4 ، ایران از حمله در این جبهه منصرف شده ، با آغاز عملیات کاملاً غافلگیر گردید و نیروهای ایرانی توانستند تا نزدیکی شهر بصره پیشروی کنند اما اهمیت این شهر باعث شد تا عراق با بسیج کلیه امکانات خود و استفاده بسیار گسترده از سلاح های شیمیایی دست به مقابله زند . تصور اینکه بیش از 700 گردان عملیاتی در منطقه ایی به وسعت شهر تهران در حال جنگ با یکدیگر باشند از آن نادر وقایع ثبت شده در تاریخ جنگها می باشد . هرچند عراق توانست تا حدودی جلو پیشروی نیروهای ایرانی را سد کند اما پیروز اصلی این عملیات سپاه ایران بود که توانست خطوط جبهه را تانزدیکی شهر بصره گسترش دهد . در روزهای پایانی همین عملیات بود که سردار حاج حسین خرازی به شهادت رسید . بعد از اعلام خبر شهادت وی عراق دست به پاتک گسترده ایی زد که ناکام ماند ، اسرای عراقی می گفتند به ما گفته شده بزرگترین فرمانده جبهه ایران به شهادت رسیده است !
***
35- عملیات کربلای 6 :
جبهه : غرب موقعیت : نفت شهر
تاریخ : 23 و 24/10/1365
نوع تک : گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : ارتش
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 36 گردان پیاده و زرهی و 2 گردان توپخانه
عراق : 44 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی نفت شهر و تصرف نفت خانه عراق و ممانعت از تمرکز قوای دشمن در بصره
تلفات انسانی عراق : 3000 نفر
توضیحات : در حالیکه تمامی نیروی سپاه برای عملیات کربلای 5 بسیج شده بود ، ارتش جهت اجرای یک حمله انحرافی که هم جلوی انتقال نیروهای عراقی به سمت بصره گرفته شود و هم هدف مهمی داشته باشد ، وارد عمل شد . اما حضور نیروهای دشمن بر روی ارتفاعات منطقه و نوع عملیات نیروی ارتش در دل دشت باعث ناکامی این عملیات گردید .
***
36- عملیات تکمیلی کربلای 5 :
جبهه : جنوب موقعیت : شلمچه
تاریخ : 3 تا 13/12/1365
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 30 گردان پیاده
عراق : 80 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 10 گردان توپخانه
هدف عملیات : ترمیم خطوط خودی در غرب نهر جاسم جهت تکمیل عملیات کربلای 5
تلفات انسانی عراق : 10265 نفر
توضیحات : در شرایطی که هنوز عملیات کربلای پنج کاملاً پایان نیافته بود ، به علت خستگی و تلفات نیروهای خودی ، خط جبهه در غرب نهر جاسم کامل نشده بود ، بنابراین با سازماندهی مجدد گردان هایی که هنوز توانایی عملیاتی داشتند ، برای حمله اقدام گردید و خط مورد نظر با عقب راندن قوای عراقی تشکیل شد .
***
37- عملیات کربلای 7 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب پادگان حاج عمران
تاریخ : 13 تا 17/12/1365
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : ارتش
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 9 گردان پیاده
عراق : 29 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی
هدف عملیات : تصرف ارتفاع 2519 و حفظ اعتبار ارتش
تلفات انسانی عراق : 3272 نفر
توضیحات : پس از شکست عملیات کربلای 6 ، ارتش مسئولیت بازپس گیری ارتفاع 2519 را بر عهده گرفت و پس از نبرد سختی موفق به این کار گردید .
***
38- عملیات کربلای 8 :
جبهه : جنوب موقعیت : شلمچه
تاریخ : 18 تا 22/1/1366
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 30 گردان پیاده
عراق : 94 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد و 45 گردان توپخانه
هدف عملیات : تصرف استحکامات دشمن در شمال و جنوب کانال پرورش ماهی
تلفات انسانی عراق : 12260 نفر
توضیحات : با وجود اینکه نیروهای سپاه شدیداً از نظر تجهیزات و نیروی انسانی در مضیقه بودند توانستند اهداف مورد نظر را تصرف کنند اما در آخرین لحظه ، استفاده گسترده عراق از سلاح های شیمیایی باعث عقب نشینی نیروهای ایرانی گردید .
***
39- عملیات کربلای 10 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : شمال سلیمانیه
تاریخ : 25/1 تا 5/2/1366
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 50 گردان پیاده و 6 گردان توپخانه و 4000 نیروی اتحادیه میهنی کردستان عراق
عراق : 40 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی
هدف عملیات : پیشروی در شمال سلیمانیه و تهدید این شهر
تلفات انسانی عراق : 2710 نفر
توضیحات : مسدود شدن جبهه جنوب باعث گردید تا سپاه یک بار دیگر در جبهه شمال غرب وارد عمل شود . با وجود اینکه در این عملیات 250 کیلومتر مربع از خاک عراق تصرف شد ، اهداف مورد نظر عملیات حاصل نگردید .
***
40- عملیات نصر 4 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : شمال سلیمانیه
تاریخ : 21/3 تا 5/4/1366
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 29 گردان پیاده و 7 گردان توپخانه
عراق : 53 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه ، کماندویی و گارد و 5 گردان توپخانه
هدف عملیات : تصرف شهر استراتژیک ماووت در شمال سلیمانیه
تلفات انسانی عراق : 6557 نفر
توضیحات : شهر ماووت یکی از اهداف حاصل نشده عملیات کربلای 10 بود . در شرایطی که تحرکات ناوهای آمریکایی در خلیج فارس باعث شده بود سپاه برخی از واحدهای خود را به استان های جنوبی اعزام کند ، موقعیت استراتژیک مناسب جبهه شمال غرب را از دست نداده و همچنان در حالت آفندی باقی مانده و در این عملیات شهر استراتژیک ماووت در شمال سلیمانیه را تصرف نمودند .
***
41- عملیات نصر 7 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب سردشت
تاریخ : 14 و 15/5/1366
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 10 گردان پیاده و 9 گردان توپخانه
عراق : 40 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 6 گردان توپخانه
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات مرزی سردشت
تلفات انسانی عراق : 7259 نفر
توضیحات : با وجود برتری ایران در جبهه کردستان ، ارتفاعات مرزی مشرف بر شهر سردشت همچنان در اختیار عراق بود ، در این عملیات این ارتفاعات آزاد شده و در عوض شهر قلعه دیزه عراق در دید نیروهای ایرانی قرار گرفت .
***
42- عملیات نصر 8 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب ماووت
تاریخ : 29/8 تا 5/9/1366
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 11 گردان پیاده
عراق : 23 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی و 2 گردان توپخانه
هدف عملیات : تصرف ارتفاع گرده رش با هدف تکمیل خط جبهه در غرب ماووت
تلفات انسانی عراق : 500 نفر
توضیحات : سپاه همچنان به گسترش جبهه در استان سلیمانیه عراق ادامه داد و در این عملیات با تصرف ارتفاع گرده رش ضمن تکمیل خطوط جبهه در غرب ماووت ابتکار عمل لازم برای گسترش به سمت شهر سلیمانیه را هم به دست آورد .
***
43- عملیات بیت المقدس 2 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب ماووت
تاریخ : 15/10 تا 2/11/1366
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 105 گردان پیاده و زرهی و 4 گردان توپخانه
عراق : 50 گردان پیاده ، زرهی ، کماندویی و گارد
هدف عملیات : پیشروی در شمال سلیمانیه و تهدید جدی شهر
تلفات انسانی عراق : 3285 نفر
توضیحات : با وجود اینکه پیشبینی می شد این عملیات به علت سرمای فصل زمستان ناکام خواهد ماند ، با هدف غافلگیری دشمن و کسب یک پیروزی قاطع در جبهه سلیمانیه این عملیات اجرا شد که با توجه به سرما و بارش برف شدید نیروهای ایرانی تنها به تصرف چند ارتفاع مهم قمیش و ویولان و تنگه گوجار اکتفا کردند .
***
44- عملیات بیت المقدس 3 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : جنوب ماووت
تاریخ : 24 تا 29/12/1366
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 18 گردان پیاده و 4 گردان توپخانه
عراق : 46 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی و 2 گردان توپخانه
هدف عملیات : تکمیل اهداف عملیات بیت المقدس 2
تلفات انسانی عراق : 1400 نفر
توضیحات : در حالیکه عمده نیروی سپاه برای عملیات بزرگ والفجر 10 بسیج شده بود ، با هدف تکمیل عملیات بیت المقدس 2 و تصرف ارتفاع شاج گوجار که موجب برتری دشمن در جبهه ماووت شده بود اقدام گردید و این ارتفاع مهم آزاد شد .
***
45- عملیات والفجر 10 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب نوسود
تاریخ : 24 تا 29/12/1366
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 107 گردان پیاده و زرهی و 17 گردان توپخانه
عراق : 109 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 11 گردان توپخانه
هدف عملیات : تصرف شهر حلبچه و تهدید سلیمانیه از سمت جنوب
تلفات انسانی عراق : 15440 نفر
توضیحات : تلاش چند ماهه سپاه در جبهه ماووت و عدم وارد آمدن تلفات جدی به ارتش عراق ، نیاز به انجام یک عملیات گسترده در جبهه ایی جدید را به دنبال داشت که حاصل ، انجام عملیات والفجر 10 بود . در این عملیات 1200 کیلومتر مربع از خاک عراق شامل تمامی عراضی شرقی دریاچه دربندیخان که شهرهای حلبچه و خرمال هم جزو آن بود آزاد گردید . واکنش عراق به این عملیات بمب باران شیمیایی شهر حلبچه در روز 26 اسفند بود که روز قبلش به گرمی از نیروهای ایرانی استقبال کرده بودند . در این عمل ناجوانمردانه بیش از 5000 نفر از سکنه شهر و روستاهای اطراف آن کشته و هزاران نفر مجروح شدند .
***
46- عملیات بیت المقدس 4 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : جنوب دریاچه دربندیخان
تاریخ : 5 تا 9/1/1367
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 23 گردان پیاده و 5 گردان توپخانه
عراق : 27 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی
هدف عملیات : تکمیل اهداف عملیات والفجر 10
تلفات انسانی عراق : 5498 نفر
توضیحات : نیروهای ایرانی در یک عملیات شگفت و غافلگیر کننده آبی-خاکی با عبور از عرض جنوبی دریاچه دربندیخان ارتفاعات شاخ سورمر و شاخ شمیران در جنوب این دریاچه را تصرف کردند . بیست روز بعد از این عملیات ، ارتش عراق با تمام قوا و ضمن استفاده گسترده از سلاح های شیمیایی در حالیکه از سوی هلی کوپترهای توپدار آمریکایی حمایت می شد ، 48 ساعته فاو را باز پس گرفت .
***
47- عملیات بیت المقدس 6 :
جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب ماووت
تاریخ : 26 و 27/2/1367
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 13 گردان پیاده و کماندو و 8 گردان توپخانه
عراق : 26 گردان پیاده و کماندویی
هدف عملیات : تصرف ارتفاع شیخ محمد
تلفات انسانی عراق : 1620 نفر
توضیحات : عراق در جنوب حالت آفندی گرفته و در حال پیشروی در شلمچه و مجنون بود بنابراین این آخرین عملیاتی بود که سپاه در جبهه شمال غرب انجام داد چون باید نیروهایش را به جبهه جنوب و غرب منتقل می کرد و تجربه نشان داده بود عراق در جبهه شمال غرب دست به پیشروی جدّیی نخواهد زد .
***
48- عملیات بیت المقدس 7 :
جبهه : جنوب موقعیت : شلمچه
تاریخ : 22 تا 25/3/1367
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : 61 گردان پیاده و زرهی و 21 گردان توپخانه
عراق : 114 گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و 30 گردان توپخانه
هدف عملیات : مقابله با تهاجم دشمن در محور شلمچه
تلفات انسانی عراق : 11650 نفر
توضیحات : پس از سقوط فاو ، نیروهای عراقی با روحیه بالا در چند جبهه دست به حمله زدند . از جمله جزایر مجنون را با استفاده گسترده از تسلیحات شیمیایی بازپس گرفته و در شلمچه خطوط جبهه را به قبل از عملیات کربلای 5 بازگرداندند . عملیات بیت المقدس 7 با هدف در هم شکستن این روحیه تهاجمی انجام گرفت و طی آن چندین افسر عالی رتبه ارتش عراق به هلاکت رسیدند و نیروهای ایرانی توانستند تا خطوط بعد از عملیات کربلای 5 پیشروی کنند اما چون آمادگی برای تثبیت مواضع خود را نداشتند و احتمال به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی از سوی عراق زیاد بود ، به مواضع خود بازگشتند .
***
پس از سقوط هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس که مورد حمله ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفته بود و در شرایطی که همه جهان یک صدا ایران را برای قبول آتش بس تحت فشار گذاشته بودند و ارتش عراق بدون توجه به انسانیت و قوانین بین المللی به طور گسترده بر علیه جبهه های ایران تسلیحات شیمیایی به کار می برد ، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده امام و جانشین موقت ایشان در فرماندهی کل قوا در تاریخ 27/4/1367 اعلام کردند که ایران رسماً قطعنامه 598 را پذیرفته است . طبق این قطعنامه دو طرف باید سریعاً و با نظارت نیروهای سازمان ملل به مرزهای بین المللی رسمی بازگشته و آتش بس را بپذیرند و کمیته ایی از سوی سازمان ملل جهت تشخیص متجاوز تشکیل خواهد شد . دو روز بعد امام (ره) در یک سخنرانی پذیرش قطعنامه را همچون نوشیدن جام زهری دانستند .
عراق به تصور اینکه دلیل پذیرش قطعنامه ضعف نظامی ایران است از روز 31 تیرماه ، دست به حمله عمومی در کلیه جبهه ها زد تا بعداً در مذاکرات صلح دست بالا را داشته باشد .
در جنوب ، با یک پیشروی سریع ، ضمن تصرف شلمچه ، طلائیه و پادگان حمید ، خرمشهر را یک بار دیگر محاصره کرد و از سمت موسیان هم با در هم شکستن مواضع خودی شهرهای موسیان و دهلران را اشغال و تا دشت عباس پیشروی نمود . در جبهه غرب ، شهرهای مهران ، سومار ، قصر شیرین و سرپل ذهاب سقوط کرده و صالح آباد و گیلان غرب محاصره شدند . ضمن اینکه نیروهای ضد انقلاب با عبور از مواضع دو طرف ، کرند و اسلام آباد را اشغال و آماده پیشروی به سمت کرمانشاه گشتند . در جبهه شمال غرب هم به سمت سردشت ، مریوان و بانه پیشروی کردند اما همانطور که فرماندهان سپاه پیشبینی کرده بودند بدون استقرار در مناطق متصرف شده به پشت مرز بازگشتند . سپاه ، ارتش و بسیج بلافاصله با کلیه امکانات وارد عمل شده و حتی بسیاری از کسانی که تا قبل از آن به جبهه نرفته بودند خود را به مناطق جنگی رساندند . عراقی ها به سرعت عقب رانده شده و نیروهای ضد انقلاب در عملیات معروف مرصاد قلع و قعم گشتند . ارتش عراق با تلفات سنگینی در حال عقب نشینی بود و بویژه در جبهه کرمانشاه دیگر هیچ مانعی برای ورود نیروهای ایرانی به داخل خاک عراق و پیشروی به سمت بغداد باقی نمانده بود . در این شرایط دولت عراق در 15 مردادماه اعلام کرد که قطعنامه را پذیرفته است . نیروهای ایرانی از مرز عبور نکردند و در تاریخ 29 مرداد با حضور نیروهای سازمان ملل رسماً آتش بس برقرار گردید .
پس از آتش بس ، برخی مناطق مرزی نظیر طلائیه ، چزابه ، سومار و نفت شهر همچنان در اختیار عراق بود و آنها را تخلیه نمی کرد . اما با آغاز جنگ کویت ، این مناطق تحویل ایران گردید و مذاکرات صلح به سرانجام رسید .
| |
|
منطقهي عملياتي بيت المقدس با 5400 كيلومتر مربع وسعت، ازشمال به كرخهي نور و هويزه، از جنوب به شط العرب و خرمشهر، ازشرق به رود كارون و از غرب به هورالعظيم و دژ مرزي عراق، محدودميگردد . |